...........
...........
چله نشینه عزایت بودم
الاهه ی عشق ب نامم خواند
سر بر اورد از قلبم
تو را در دیدگانم جستجو کرد
وقتی جز سردی هیچ در نگاهم ندید
نالان شدو ترک مرا گفت
او هرگز نفهمید ک جای تو در قلب من است
ن در چشمانی ک ب روی هر کسی باز خواهد شد ..............
چله نشینه عزایت بودم
الاهه ی عشق ب نامم خواند
سر بر اورد از قلبم
تو را در دیدگانم جستجو کرد
وقتی جز سردی هیچ در نگاهم ندید
نالان شدو ترک مرا گفت
او هرگز نفهمید ک جای تو در قلب من است
ن در چشمانی ک ب روی هر کسی باز خواهد شد ..............
- ۷۰۷
- ۱۸ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط