.........
.........
بهار عمرم در گذر بود
امد با طراوتی وصف ناپذیر
زلف پریشانم را شکوفه باران کرد
دست محبت بر دیده ی ترم کشید
روزهای عاشقی را برایم دوره کرد
تا خواستم معشوق بودن را بیاموزم
رهایم کردو رفت ب دیار دلدادگان
میگفت باید تنهایی را نیز دوره کرد
چرا ک همه ی ما در میان جمع نیز تنهاییم
.........
بهار عمرم در گذر بود
امد با طراوتی وصف ناپذیر
زلف پریشانم را شکوفه باران کرد
دست محبت بر دیده ی ترم کشید
روزهای عاشقی را برایم دوره کرد
تا خواستم معشوق بودن را بیاموزم
رهایم کردو رفت ب دیار دلدادگان
میگفت باید تنهایی را نیز دوره کرد
چرا ک همه ی ما در میان جمع نیز تنهاییم
.........
- ۱.۳k
- ۱۸ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط