{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از اندیشه های بلند

من از اندیشه های بلند
از پروازهای طولانی
از فکرهای به عمل نرسیده
از عشق های بی وصال خسته ام
تو را داشتن برابری می کند با تمام نداشتن هایم
نرسیدن هایم
با تمام ارزوهای بایگانی شده ام
اما...
دوری تو حتی قشنگ تر از تمام لحظه های وصال می باشد
تنفری نیست در نامت
در نفس هایت
میشود احساس کرد خوبی ها را
لمس کرد
بارها بوسیده امت
بارها در اغوشم کشیده امت
تو نمیدانی
ولی من لحظه های شادی،را با تو زندگی هاکرده ام
وای نه
تو نمی دانی
من حتی،باتو در خانه ات زندگی ها کرده ام
این را به کسی نگو...
با تو شمال هم رفته ام
تو غذاهای مرا از هرچه بیشتر دوست داری
راستی!
لباس نوی سال جدیدت را هم انتخاب کرده ام
کت قهوه ای!!!!!
آه!!!!
بازهم اندیشه های بلند....
دیدگاه ها (۳۸)

چشم مهتاب گریه می کرد ونیمه شب آب گریه می کرد ودر طواف شکسته...

صلی الله علیک یا فاطمه زهرا سلام الله علیها

روزگارم می‌گذرد؛بی‌ هیچ کسبرای آرزو دیر استهر چه میروم نمیرس...

هوا بس ناجوانمردانه سرد است ...آی...دمت گرم و سرت خوش بادسلا...

دلم میخواد با اون شیطان برقصم بر روی شیشه های شکسته اگر پاها...

وقتی بستریه تیمارستان بود...(پارت ۲)

𝐖𝐨𝐥𝐟'𝐬 𝐎𝐛𝐬𝐞𝐬𝐬𝐢𝐨𝐧 ⁷⁴............................................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط