{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق فراموش شده

عشق فراموش شده
پارت سه
ویو چویا
با اون چهار چشمی به سمت دفتر رئیس شون
رفتم رفت داخل منتظر بودم که بیاد بیرون بعد از کلی صبر کردن اومد بیرون و بهم گفت که برم داخل
رفتم داخل تعظیم کوتاهی کردم نامه رو گذاشتم
© ممنون برای آوردن نامه میتونی بری
هیچی نگفتم و رفتم بیرون
داشتم به سمت موتور میرفتم که حس کردم دست یکی رو شونم نگاه کردم و اون دراز رو دیدم
ـ بیا حرف بزنیم
+ من با تو حرفی ندارم
ـ لطفا
نمی‌دونم چرا ولی قبول کردم
ویو دازای
مکان کافه نزدیک آژانس
داخل کافه سکوتی سنگین بر قرار بون حوا ابری بود بس میخواست بارون بیاره به چویا گفتم....
ادامه پارت بعد
علامت خودم ∆
دیدگاه ها (۰)

اسم داستان عشق همراه با چاشنی درد

چقدر نازن اینا

پشت صحنه سیب مرده چیکار میکنید شیطونا 🌺😈

عشق فراموش شدهپارت دووی دارایبا سردرد بیدار شدمبا خستگی از ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط