{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ¹⁶(پارت آخر)

پارت ¹⁶(پارت آخر)
ویو زارا
رفتیم و جلوی یه در ایستادیم
زارا: ميگما، مطمئنی اینجاس؟🤔
چیلا: الاغ چرا از من میپرسی؟ مگه علم غیب دارم؟🗿
زارا: اره🤓
چیلا:ぬ_ぬ
خانمه: همین‌جاست. اتاق موری سان
و بدون در زدن مث دوتا گاو وارد میشیم🐄🐄
از دیدن صحنه رو به روم کرک و پرم ریخت
خدایی خیلی پر ریزون بودددددد😮
چیلا: مگه پرنده ای؟🐦
زارا: هن؟
چیلا: اون چیز مزخرفی که توی ذهن باقالی مانندت میگذره🗿
زارا: お_お
زارا: تو ذهن من چیکار داری شاسکولللللللللللل؟؟؟؟
چیلا: حدس زدم ملعون😏
زارا: ほ_ほ
به خدا بعضی وقتا میمونم که این یابو از کجا میفهمه تو ذهن من چیست🗿
زارا: تو پر داری؟
چیلا: نه😎
زارا: پس پشم داری!🤓
چیلا: چه ربطی داره؟
زارا: اگه اسکل نیستی پس بزغاله ای! بزغاله پشم داره🤓(منظورش پرنده اسکل بود🤣)
زارا: お_お
ولی صحنه ای که باهاش مواجه شدیم...
موری سان گرامی با زیرپوش سفید بابابزرگا بدون شلوار با شورت پاتریک و موهای برق گرفته که سیخ سیخ شدن داشت به یه دختر بچه که لخت جلوش ایستاده بود لباس میپوشوند👗
دختره هم هی مخالفت می‌کرد که لباس رو نمیخواد🗿
زارا: せ_せ
چیلا: 뭄_뭄
اون خانمه سرفه کرد و توجه شون به ما جلب شد
موری: اوه کوی_
تا ما رو دید حرفش رو خورد. لبخند زد: بالاخره؟☺️
با سر تایید کردیم
موری: یه لحظه صبر کنین
رفت و یه دست لباس مشکی پوشید. حالا بیشتر شبیه رئیس مافیا ها شده بود.
موری: بیاین تو
خواستم برم تو که چیلا از پشت منو گرفت: بزرگترا مقدم ترن😎
گفتم: خفه شو دو روز بزرگتری!!
چیلا: خب دیگه بزرگترم!😎
دلم میخواست با پا برم تو شکمش!🗿
بالاخره با هم وارد شدیم
موری: پس بالاخره وقتش رسید☺️
سر تکون دادیم
موری: ما یه رسم داریم که رئیس به عضو های جدید چیزی از اموال خودش تقدیم میکنه.
یه سبد جلومون گذاشت
موری: معمولا به پسرا کت یا کلاه و کفش و اینجور چیزا میدم. شما خودتون انتخاب کنین
به چیلا نگاهی کردم و شیطانی خندیدیم😃
کل سبد رو زیر و رو کردیم😆
در آخر من یه جفت بوت مشکی و چیلا یه کت مشکی نیم تنه برداشت(عکسش رو میزارم)
کفش رو پام کردم و چیلا هم کت رو تنش کرد
بعد به سمت موری سان برگشتیم و تعظیم کردیم و احترام گذاشتیم
موری: به مافیای بندر خوش اومدین!
~~~
اهم اهم
و پایاننننننننننن رمانننننننننن🤓🤓




















چیزه_ زر اضافی زدم😝
حمایت؟
#انیمه
#سگ_های_ولگرد_بانگو
#چویا
#یک_سگ_زیادی_ولگرد
دیدگاه ها (۴)

پارت ⁸ویو کایاکیوکا: ولی یعنی به خدا اگه گیر افتادیم خودت جو...

دوستان اومدم بگم کهههه...من اینترنتم خرابه🗿خیلی هم خرابه🗿یهو...

یک سگ زیادی ولگرد

یک سگ زیادی ولگرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط