{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیدمت لرزید دستم چادر افتاد از سرم

دیدمت لرزید دستم چادر افتاد از سرم
یک نفر پرسید خوبی؟
گفتم الان بهترم
زیر لب با اخم گفتی چادرت را جمع کن

خنده رو آهسته تر گفتم اطاعت سرورم
عاشق این غیرت و مردانگی هایت شدم


🌾 🌸 @jananeemani ✍ 🏻 🌸
دیدگاه ها (۱)

کاش میوه ی ممنوعه ات نبودمتا آنچنان در آغوشم بفشارمتتا جای "...

چگونه دوستت دارم؟بگذار بشمرم :تو را به عمق و عرض و طول دوست ...

سلام صبح است و بهار استو صدای نم بارانامروز چه زیباست نگاه خ...

امروز چه خوش یُمن استصبحانه کنارِ تولبخند حلالت بادخوشمـــزه...

« شیطون کوچولوی من »۲ویو هیون جین ::آنا:: میشه ...بازم اینج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط