سناریو بیتیاس

سناریو #بی_تی_اس
وقتی میبریشون ایران پیش خانوادت


نامجون: ا.ت!!!!!! توروخدا بیا منو از دست عمه ها و خاله هات نجات بده لپام کنده شددددد!!! همش دارن لپام رو میکشن خیلی زیاده روی نمیکنین؟!؟!

جین:(ایشون بسیار با خانواده گرم گرفتن و با خیال کاملا راحت در حال خوردن قورمه سبزی هستند و خانواده ی گرامی از دستپخت ایشان دهنشان باز مانده و در حال حاضر مشغول صحبت کردن درباره ی غذاهای ایرانی هستند)

یونگی: ا.ت میای منو از دستشون نجات بدی؟ اینا انگار تا حالا پسر کره ای ندیدن دارن کلی ازم سوال میپرسن بابا من زبونشونو نمیفهمم! خیلی هم حرف میزنن بخدا منو ببر خونموووون🙄

جیهوپ: میگم ا.ت مطمئنی حال خانوادت خوبه؟(متاسفانه خانواده ی گرامی خیلی ندید بدید بازی در میارن) خانواده ی مهربونی داری ولی بنظرم با دیدن من یه ذره شکه شدن😬

جیمین: ا.ت کجایی که اینا منو با دختر اشتباه گرفتن توروخدا منو از شرشون خلاص کن دارن نصیحتم میکنن که چگونه حجاب خود را رعایت کنیم و چرا بدون روسری وسط مردام توروخدا بیا براشون توضیح بده من پسرم!!!

تهیونگ: چرا اینا فکر میکنن ظاهر من عجیبه؟ تا حالا کسی به این جذابی ندیدن؟ بابات داره سر تا پای منو چک میکنه اصن چرا همه ی مردای اینجا ریش تا روی زانوشون دارن توروخدا منو از اینجا ببر😬

جونگ کوک:(در حال توضیح دادن چگونگی ساخت شیرموز) ولی نباید.... آهای دست به شیرموزا و هویجای من نزنین چی؟ آب هویج؟ من همینجوری هویجامو دوست دارم بهم برشون گردونین!
دیدگاه ها (۴)

یبار گذاشتمولی الان دوباره میزارم😂توی این پست لینک پیام ناشن...

استوری درخواستیپستش کردم💜

Monster in the forestپارت 25تهیونگ و نامجون:😂😂( یک ساعت بعد)...

سناریو #بی_تی_اس (درخواستی)وقتی به فارسی بهشون میگی پدصگنامج...

■ به خواطر خودت■ پارت ۳ خب علامت ها عوض شد ها سانا :÷ ...

چند پارتی جونگوون p۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط