قلبمو پ سبده قسمت بیست و چهارم

قلبمـو پـ ـس،بده:❤ قسمت بیست و چهارم❤
جی یون:
الان خواستی پز دانشگاهتو بدی😒
ی لقمه ی گنده ورداشتم و بزور تو دهنم جاش کردم و ب سهون نگاه کردم ی لقمه ی بزرگتر گرفتم و چپوندم تو دهنش چیه خب بخور من گشنمه اونجوری هم نگام نکن
سهون:
دم در ماشین منتظر بودم مادر گفته بود که منتظر جی یون بمونم تا بیاد پوووف خدا به دااادم برسه 😑 ...
جی یون:
مامانش خندید و گفت برو سهون دم در منتظرته ؟منتظرمنه؟اونم لابد شما بهش گفتین خندیدم و گفتم ممنون خودش ک هیچی نمیگه کفشامو پوشیدم و رفتم بیرون ک دیدم منتظرمه بادیدنش راهمو کج کردم و رفتم سمت خیابون چپ چپ فک کردی باتو میام نخیر نمیام
سهون:
هه فکر کردی نازتو میکشم رفتم پشت فرمونو با سرعت از کنارش گذشتم دختره ی خوددرگیره وحشی فک کرده یک ساعت منتظرشم الانم نازشو میکشم ..‌. عمرا رسیدم شرکت و مشغول کارام شدم ...
جی یون:
از کنارم رد شد پسره ی خودخوش خود شیفته ی تاکسی گرفتم و رفتم شرکت و ی راست رفتم تو اتاق گریم همه بهم نگاه میکردن و پچ پچ میکردن نگاشون کردم چیزی شده ؟
خانم چویی طراح اصلی اومد جلو و گفت تبریک میگم (تبریک؟اها)باقیافه ی پنجرشده گفتم ممنون
گفت اقای اوه اومدن بالاست
میدونم اومدن (میخوام صد سال سیاه نیاد)
سهون:
منشیم اومد داخل و گفت:رییس برای چند تا عکسبرداری برای البوم جدید باید بریم جزیره ی ججو آخر همین هفته
گفتم:گروه عکسبرداری و تدارکات و مدلارو بفرستین منم کارامو تموم میکنم و میام
منشی با تته پته گفت : خانم پارک جی یونم با شما میان دیگه؟!؟یا براشون بلیط بگیرم؟!؟اگ میگفتم نه سه میشد آخه کدوم پسریه نخواد اولای نامزدیش با نامزدش نباشه!!؟
جی یون:
برای عکسبرداری اماده شدم ک یکی از کارگرا اومد گفت فردا تیم عکاسی و طراح لباس و گریمور تعطیلن و پس فردا میخواییم بریم جیجو برای عکسبرداری
اصلا حوصله ی سفرکاری رو نداشتم تقریبا نصفی از عکسبرداریا تموم شده بود ک سهونو دیدم اومد برای دیدن از کارای عکاسی
خودمو زدم ب اون راه ک مثلا ندیدمش
سهون:
پووووف جلوی بقیه نمیتونستم بهش بی محلی کنم دو تا قهوه دستم بود یکیشو دادم دستشو گفتم تو با بقیه نمیری جیجو با من میری کارای من یکم طول میکشه یک روز دیرتر میریم و ... لوهانم با ما میاد ... و خلاصه آماده باش من رفتم ...
جی یون:
قهوه رو گرفتم از دستش این چش شده واسه من قهوه اورده؟داره فیلم بازی میکنه قهوه رو از دستش گرفتم و جلوی بقیه ی لبخند بهش زدم ممنون عزیزم
باشه (لوهان؟اون چیکار میاد برام خیلی جای سوال داشت)قهوه رو یکمشو خوردم مث زهر تلخ بود اه چرا دقت نکردم اسپرسو بوده ازبس از اینا خورده خودشم مث قهوه گوشت تلخ شده
لوهان:
لوهان:
باید ازش میپرسیدم که چرا اینطوری شده آخه اونکه با کسی نبود چطوری یهو سهون آخه چراا؟!؟أه نمیتونستم برم شرکتشون باهاش صحبت کنم توی مهمونی سهون بهم گفته بود ک یه عکسبرداری از مدلا توی جیجو دارن گوشیمو‌ برداشتم و بهش گفتم اگه اشکالی نداره منم بیام مخالفتی نکرد و گفت باشه هیونگ ... باید اونجا همه ویزو از جی یون میپرسیدم

سهون :کارا به سرعت پیش میرفت همه رفته بودن جیجو و فقط مونده بودیم منو لوهان و جی یون که پنج ساعته دیگه پروازمون بود رفتم خونه وسایلمو اماده کردم بلند شدم رفتم اتاق جی یون که ببینم اماده ست یا نه در و باز کردم که یهو ...
دیدگاه ها (۲۳)

دارم ازدوریت دق میکنمــم...تنگ دلم برات خیلی...دلم میخواد با...

آآآآآآآآخ.....کجآااااییرعشقـــــــم..عمــــرم...❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ...

دلیل خنده هام❤ 💋 پ.ن:تمـــــوم زندگیـــم😍 😍 😘 ❤ پ.ن.تر:جیون ...

آآآآآآخ.....ناموسا فازش چیه؟😂 😂 اگه فهمیدین به منم بگین

"بازگشت بی نام"

‌وقتی عضو نهمی پریود پیشیوررژن نامجون......سلاممن کیم یونجی ...

نام فیک: عشق مخفیPart: 56ویو ات*م. چقد حسود شدی دختر*خندهروم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط