{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خوب یاد گرفته ایم ورانداز کردن همدیگر را...

خوب یاد گرفته ایم ورانداز کردن همدیگر را...
یک خط کش این دستمان!
و یک ترازو آن دستمان!
اندازه می گیریم و وزن می کنیم...!!
آدم ها را...!!
رفتارشان را...!!
انتخاب هایشان را...!!
تصمیم هایشان را...!!
حتی قضا و قدرشان را...!
به رفیقمان یک تکه سنگینی می اندازیم!
بعد می گوییم خیر و صلاحت را می خواهم!
غافل از اینکه چه برسر او می آوریم!!
در جمع،هرکس را یک جور مورد بررسی قرار می دهیم!
آن یکی را به ازدواج نکرده اش!!
این یکی را به نوع رابطه اش!
آن دیگری را.....
میرویم توی صفحه ی یکی و نوشته اش را میخوانیم!
می نشینیم و قضاوت می کنیم...
یکی هم نیست گوشمان را بگیرد که
های !
چندبار توی آن موقعیت بوده ای؟
که حالا اینطور راحت نظر می دهی!
حواسمان نیست که چه راحت
با حرفی که در هوا رها میکنیم
چگونه یک نفر را به هم میریزیم...
چند نفر را به جان هم می اندازیم...
چه سرخوردگی یا دلخوری بجای میگذاریم...
و چقدر زخم میزنیم...
حواسمان نیست!!
که ما میگوییم و رها میکنیم و رد میشویم!
اما یکی ممکن است گیر کند...
بین کلمه های ما...
بین قضاوت ما...
بین برداشت ما...
یادمان بماند دلی را که می شکنیم!
ارزان نیست...
ارزان نیست...
و جوابش را با خدا روزی حساب خواهیم کرد....
■■■■
اى کاش ادما
اونقدر خودشونو ميشناختند و ميفهميدن
وقتى دل کسى رو ميشکنن!
اولين چيزى ک اسيب خواهد دید
روح خودشونه...

1393/7/17
دیدگاه ها (۱)

«دشمنِ نیمکت بغلی»زنگ مدرسه تازه خورده بود که رها با عجله وا...

البته که قبلا حضرت اقا فرمودن مراقب گوشهایتان در مقابل

پارت ۱۲ — چیزی که قرار نبود شروع شودبعد از آن روز، چند هفته ...

the missing link part²²جونگکوک : بسته ها سالمن ؟چیزیش دست پل...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②③_بخش اول_ من پرندگانی را می شن...

هر گردی یک گردو نیست | روایتی از انقلابی‌نماها یا دلسوزان مج...

فیک : بین راندها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط