{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنقدَر از تو نوشتم

آنقدَر از تو نوشتم
همه جا پیش همه

قصّه ی شاعری ام
یکسره دیوان تو شد

جگرم خون شده ای کاش
که می فهمیدی

در خودش گم شده بود
آنکه غزل خوان تو شد😔 ☝ ️
دیدگاه ها (۱)

تومرایادڪنی یانڪنی باورت گربشودیانشود حرفی نیستاما نفسم میگی...

دلم واسه تویی تنگ شدهکه هیچ وقت نمی توانیبفهمی چه اندازه دلت...

جایی برایم گوشه ی دلت بگذارجایی که جای هیچ کس نیست.همان گوشه...

دیدم اعضای تنت را جگرم سوخت علیپاره های بدنت را جگرم سوخت عل...

کاش

خیلی وقتا میگم ای کاش فلان اتفاق نمیفتاد ای کاش زمان نمی‌رفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط