قسمت 7:
قسمت 7:
-سلام به برادر بزرگتر
هردومون به عقب برگشتیم،نههه اینا دیگه از کجا پیداشون شد،گل بود به سبزه نیز آراسته شدفقط جای لیلا خالیه ، باید حتما بهش خبر بدم حتما اول کلی بهم بد و بیراه می گه آخر سر هم غبطه می خوره.به خودم که اومدم دیدم دستم از دستای کریس جدا شده، خداروشکر پسره ی ... ای بابا اینا که محرم و نامحرم سرشون نمیشه خدایا خودت ببخش خودت دیدی تقصیر من نبود.سرو صداشون باعث شد بهشون نگاه کنم واااااا باید ازشون عکس بگیرم بذارم تو نت اینا چقدر احساساتین،چرا گریه می کنن ، همشون کریس رو بغل می کردن و این وسط سهون و کای هم چشاشون قرمز شد واااا مگه پسرا هم گریه می کنن
-خیلی وقت بود همدیگرو ندیده بودیم
-دلم برات تنگ شده بود پسر
-منم همینطور دلم برا همتون تنگ شده بود
تا کریس اینو گفت چانیول افتاد به جونش و می زدش این چش شد یهو
-اما من اصلا دلم برات تنگ نشده بود ، پسره ی احمق ، شنیدم هفته ی پیش سئول بودی ، چرا به ما یه سر نزدی؟؟؟هان؟؟؟؟؟
-خیلی سرم شلوغ بود بعدشم کمپانی اجازه نداد از همتون عذر میخوام
بعد حرف کریس ، کای نگاهش به من افتاد
-کریس ، این دیگه کیه؟
حلا همه نگاهشون به من بود چه عجب دیگه کم کم داشتم احساس می کردم من اینجا در نقش یک روح هستم
-نکنه دوست دختر جدیده هان؟؟؟
-چانیول
-ای بابا من که چیزی نگفتم
-تو ایرانی هستی؟
این رو سوهو پرسید،از کجا فهمید من ایرانیم
-آره از کجا متوجه شدی؟
-آخه من خیلی فیلم ایرانی نگاه می کنم فتو هم شبیه بازیگرای ایرانی هستی
نگفتی کریس این کیه ،بگو دیگه
این رو بکی گفت و همه با سر حرفش رو تایید کردن
-تازه خودم اول که اومدیم دیدم دستاش رو گرفته بودی
دوباره همشون با سر حرف چانی رو تایید کردن از این کارشون خندم گرفته بود اما با دیدن چشای ترسناک کریس لبخندم جمع شد
-این سوالیه که خودمم کنجکاوم بدونم ، تو کی هستی؟
بالای سر همه ی بچه ها یه علامت سوال درست شده بود از همه بیشتر کای
-اینجا چه خبره؟
این رو کای گفت
-این خانوم به اصطلاح محترم داشت من رو می پایید حتما کسی اجیرش کرده یا اینکه یه خبرنگار سمج و فضوله
-ای بابا من نه خبرنگارم نه کسی من رو اجیر کرده
-خب پس کی هستی؟
-من گفتم کی هستم اما تو باور نکردی
-واسه اینکه می دونم داری دروغ می گی، چرا باید یه خارجی مدیر برنامه جانگ گیون سوک بشه؟
-من چه می دونم حالا که هستم،باور نداری بیا بریم از خودش بپرسیم
متقابلا صدای من هم بالا رفته بود و مثل همیشه که وقتی عصبی میشدم دلم درد می گرفت الان هم همونطور شده بود . دلم رو گرفتم ولی هر لحظه دردش شدید تر میشد
-چت شد یهو ؟
-نمی دونم این رو کدومشون پرسیدچون چشام رو بسته بودم دردش شدیدتر شد به حدی که حالت تهوع پیدا کردم با دست بهشون فهموندم که سرویس ها کجاست؟ دی او که از همه نگران تر به نظر میومد با دست ته راهرو رو نشون داد می خواست برم که که کریس دستم رو گرفت
کجا ؟ دیدی گفتم همه ی حرفات دروغه چرا فرار می کنی؟
کای دست کریس رو کشید
-داداش بذار بره مگه نمی بینی چقدر حالش بده
تا کریس دستم رو رها کرد سریع به سمت سرویس ها دوییدم و هرچی رو که خورده یا نخورده بودم بالا آوردم
-پسره ی لجباز یاد بار اولی که سوکی رو دیدم ،افتادم این دوتا چقدر اخلاقاشون شبیه به همهبیرون که رفتم از صدای سالن تونستم راهم رو پیدا کنم . بلاخره به سالن اصلی رسیدم صدای جیغ جمعیت بلند شد و بعد از اون صدای آهنگ کنجکاو شدم ببینم کیه که اینقدر طرفدار داره
-این... این که کریسه کی لباسش رو عوض کرد؟
آهنگش به نظرم قشنگ اومد خیلی غمگین بودو کریس اونرو خیلی با احساس می خوند انگار یه غمی تو صداش داشت معنی شهر رو چون چینی بود نمی فهمیدم اما اینقدر با احساس می خوند که نا خودآگاه اشکم سرازیر شد.محو آهنگ شدم که یاد افتاد من برای یه چیز دیگه اینجام
-کجایی ؟خیلی وقته دارم دنبالت میگردم بیا بریم
خداروشکر مین آ که طراح لباس سوکی بود ،اومد دنبالم وگرنه دوباره گم می شدم
وارد یه اتاق خیلی شلوغ شدیم یکی میرفت ،یکی می اومد گریمور داشت رو صورت سوکی کار می کرد و مین آ لباسش رو مرتب می کرد.
وقتی کارشان تمام شد همه رفتند حالا فقط منو سوکی موندیم؛از رو صندلی بلند شد به طرف من اومد ،اه اه این چرا این شکلیه چرا اینقدر عصبانیه
-کجا بودی تا الان ؟
سعی کردم اروم باشم حوصله یه دل درد دیگه رو نداشتم
-گم شدم
-هه چه حرف مسخره ای ،تو که پشت سر ما میومدی چطور شد گم شدی؟
-باور نکردنش دیگه مشکل خودت
-عجله کنین الان نوبت اجرای سوکیه
ای الهی قربونت برم مین آ جان که مثل فرشته نجات میمونی
با رفتن سوکی رو استیج همه جیغا بلند شد صاشون به حدی بود که می خواست گوشام رو بگیرم با پخش شدن آهنگ همه سکوت کردن ،ای کاش زودتر صدای آهنگ بلند می شد.اینم مثل آهنگ کریس غمگین بود اما یه تفاوت داشت اونم تو اجراشون بود ک
-سلام به برادر بزرگتر
هردومون به عقب برگشتیم،نههه اینا دیگه از کجا پیداشون شد،گل بود به سبزه نیز آراسته شدفقط جای لیلا خالیه ، باید حتما بهش خبر بدم حتما اول کلی بهم بد و بیراه می گه آخر سر هم غبطه می خوره.به خودم که اومدم دیدم دستم از دستای کریس جدا شده، خداروشکر پسره ی ... ای بابا اینا که محرم و نامحرم سرشون نمیشه خدایا خودت ببخش خودت دیدی تقصیر من نبود.سرو صداشون باعث شد بهشون نگاه کنم واااااا باید ازشون عکس بگیرم بذارم تو نت اینا چقدر احساساتین،چرا گریه می کنن ، همشون کریس رو بغل می کردن و این وسط سهون و کای هم چشاشون قرمز شد واااا مگه پسرا هم گریه می کنن
-خیلی وقت بود همدیگرو ندیده بودیم
-دلم برات تنگ شده بود پسر
-منم همینطور دلم برا همتون تنگ شده بود
تا کریس اینو گفت چانیول افتاد به جونش و می زدش این چش شد یهو
-اما من اصلا دلم برات تنگ نشده بود ، پسره ی احمق ، شنیدم هفته ی پیش سئول بودی ، چرا به ما یه سر نزدی؟؟؟هان؟؟؟؟؟
-خیلی سرم شلوغ بود بعدشم کمپانی اجازه نداد از همتون عذر میخوام
بعد حرف کریس ، کای نگاهش به من افتاد
-کریس ، این دیگه کیه؟
حلا همه نگاهشون به من بود چه عجب دیگه کم کم داشتم احساس می کردم من اینجا در نقش یک روح هستم
-نکنه دوست دختر جدیده هان؟؟؟
-چانیول
-ای بابا من که چیزی نگفتم
-تو ایرانی هستی؟
این رو سوهو پرسید،از کجا فهمید من ایرانیم
-آره از کجا متوجه شدی؟
-آخه من خیلی فیلم ایرانی نگاه می کنم فتو هم شبیه بازیگرای ایرانی هستی
نگفتی کریس این کیه ،بگو دیگه
این رو بکی گفت و همه با سر حرفش رو تایید کردن
-تازه خودم اول که اومدیم دیدم دستاش رو گرفته بودی
دوباره همشون با سر حرف چانی رو تایید کردن از این کارشون خندم گرفته بود اما با دیدن چشای ترسناک کریس لبخندم جمع شد
-این سوالیه که خودمم کنجکاوم بدونم ، تو کی هستی؟
بالای سر همه ی بچه ها یه علامت سوال درست شده بود از همه بیشتر کای
-اینجا چه خبره؟
این رو کای گفت
-این خانوم به اصطلاح محترم داشت من رو می پایید حتما کسی اجیرش کرده یا اینکه یه خبرنگار سمج و فضوله
-ای بابا من نه خبرنگارم نه کسی من رو اجیر کرده
-خب پس کی هستی؟
-من گفتم کی هستم اما تو باور نکردی
-واسه اینکه می دونم داری دروغ می گی، چرا باید یه خارجی مدیر برنامه جانگ گیون سوک بشه؟
-من چه می دونم حالا که هستم،باور نداری بیا بریم از خودش بپرسیم
متقابلا صدای من هم بالا رفته بود و مثل همیشه که وقتی عصبی میشدم دلم درد می گرفت الان هم همونطور شده بود . دلم رو گرفتم ولی هر لحظه دردش شدید تر میشد
-چت شد یهو ؟
-نمی دونم این رو کدومشون پرسیدچون چشام رو بسته بودم دردش شدیدتر شد به حدی که حالت تهوع پیدا کردم با دست بهشون فهموندم که سرویس ها کجاست؟ دی او که از همه نگران تر به نظر میومد با دست ته راهرو رو نشون داد می خواست برم که که کریس دستم رو گرفت
کجا ؟ دیدی گفتم همه ی حرفات دروغه چرا فرار می کنی؟
کای دست کریس رو کشید
-داداش بذار بره مگه نمی بینی چقدر حالش بده
تا کریس دستم رو رها کرد سریع به سمت سرویس ها دوییدم و هرچی رو که خورده یا نخورده بودم بالا آوردم
-پسره ی لجباز یاد بار اولی که سوکی رو دیدم ،افتادم این دوتا چقدر اخلاقاشون شبیه به همهبیرون که رفتم از صدای سالن تونستم راهم رو پیدا کنم . بلاخره به سالن اصلی رسیدم صدای جیغ جمعیت بلند شد و بعد از اون صدای آهنگ کنجکاو شدم ببینم کیه که اینقدر طرفدار داره
-این... این که کریسه کی لباسش رو عوض کرد؟
آهنگش به نظرم قشنگ اومد خیلی غمگین بودو کریس اونرو خیلی با احساس می خوند انگار یه غمی تو صداش داشت معنی شهر رو چون چینی بود نمی فهمیدم اما اینقدر با احساس می خوند که نا خودآگاه اشکم سرازیر شد.محو آهنگ شدم که یاد افتاد من برای یه چیز دیگه اینجام
-کجایی ؟خیلی وقته دارم دنبالت میگردم بیا بریم
خداروشکر مین آ که طراح لباس سوکی بود ،اومد دنبالم وگرنه دوباره گم می شدم
وارد یه اتاق خیلی شلوغ شدیم یکی میرفت ،یکی می اومد گریمور داشت رو صورت سوکی کار می کرد و مین آ لباسش رو مرتب می کرد.
وقتی کارشان تمام شد همه رفتند حالا فقط منو سوکی موندیم؛از رو صندلی بلند شد به طرف من اومد ،اه اه این چرا این شکلیه چرا اینقدر عصبانیه
-کجا بودی تا الان ؟
سعی کردم اروم باشم حوصله یه دل درد دیگه رو نداشتم
-گم شدم
-هه چه حرف مسخره ای ،تو که پشت سر ما میومدی چطور شد گم شدی؟
-باور نکردنش دیگه مشکل خودت
-عجله کنین الان نوبت اجرای سوکیه
ای الهی قربونت برم مین آ جان که مثل فرشته نجات میمونی
با رفتن سوکی رو استیج همه جیغا بلند شد صاشون به حدی بود که می خواست گوشام رو بگیرم با پخش شدن آهنگ همه سکوت کردن ،ای کاش زودتر صدای آهنگ بلند می شد.اینم مثل آهنگ کریس غمگین بود اما یه تفاوت داشت اونم تو اجراشون بود ک
- ۳۹.۸k
- ۲۹ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط