{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من که گفته بودم نذار این بخورم .بذار خوشیامو باهم تقسیم ب

من که گفته بودم نذار این بخورم .بذار خوشیامو باهم تقسیم بکنم.منکه گفته بودم بزار این اخرش باشه.چرخید چشاش ولی دنیام چشاشه
دیدگاه ها (۳)

مسپارمت به دستای گرم اون .همونی که امرو جدا کرمون.میسپارمت ب...

واگذاری به چروک صورت پیر منکه سرتو بود وایسادم تو رویه پدرمو...

دیدار اخر جای همیشگی بارون میومد ولی چترت جدا بود.اون زمانی ...

تو اوج بیخیالیش منو بیار به یادش که بفهمه نباید بازی میکرد ب...

(پارت هشتم) to mal mani (فردا ساعت 10)ویو الیزابت*از خواب قش...

سناریو(درخواستی):وقتی از سرکار میان و میبینن داری براشون دمن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط