Part

Part: ۱۷
______________________________

آجوما: خب چه اتفاقی افتاد؟
لونا:... ولش کن کی مرخص میشم
آجوما: یه چندساعت دیگه کارای ترخیصتو انجام میدم میریم خونه
لونا: ممنون که کنارمی خیلی دوست دارم
آجوما: کاري نکردم که تو هم جای دخترم منم دوست دارم

بعد چندساعت آجوما رفت و کارای ترخیص لونا رو انجام داد و لونا کای و آجوما باهم رفتن عمارت و بعد چندمین رسیدن لونا با کمک آجوما رفت داخل و جونگکوک همینطور وایساده بود تو پذیرایی لونا بدون توجه به جونگکوک داشت از کنارش رد میشد که جونگکوک دستشو گرفت و آروم در گوشش زمزمه کرد...


جونگکوک: این تازه اولشه زندگیتو برات جهنم میکنم

لونا با این حرف جونگکوک ترس تمام وجودشو گرفت ... لونا رفت تو اتاقش و نشست رو تختش دستاش یخ زده بود تمام بدنش سرد بود کل بدنش درد میکرد و کبود شده بود یه قرص مسکن خورد و خوابید آنقدر خسته بود که میتونست یه ماه کامل بخوابه


(شب)

جونگکوک اومد تو اتاق لونا و لونا رو روی یه دست چرخوند به پشت که لونا بیدار شد

لونا: چیکار میکنی

جونگکوک زانوشو گذاشت رو تخت و شروع کرد به درآوردن لباساش

لونا: چیه ؟ چکار میکنی چته
جونگکوک: دلم میخواد امشب انجامش بدم برامم مهم نیست که تو بخوای یا نع
لونا: چی چیمیگی چرت پرت نگو


ادامه دارد...☕
دیدگاه ها (۱۳)

https://www.thetopfamous.com/bts-vs-blackpink-best-kpop-grou...

https://www.thetopfamous.com/bts-vs-exo-best-kpop-group/خواه...

Part:16__^^_^_________________________لونا: ولم کن آخخخخخخخخ...

Part:15________________________________لونا رفت سمت اتاقش و ...

my baby girlPart;36season;2_^__________________________یونگی...

part:8

✨P5✨{طابع قوانین ویسگون}نکته=سولا سیزده سالشه نامی. پسرا بلن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط