{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

*شیرین*

*شیرین*
.........
اون همرا اون دختر با موهای طلای اومدن طرف منو بهاره بی تفاوت به نفس وایلیا نگاه می کردم که داشتن می رقصیدن
امیر : سلام خانم بهارم بیا بغل داداشی ...بهاره
برگشتم به بهاره نگاه کردم دستاش زیر بغلش بود واخم کرده بود
امیر : بهاره جان
بهاره : چیکارم داری
امیر : کو سلامت
دختره موهاش تقریبا تا رو شونش بود وطلایی چشای کشیده داشت بینی عملی ولبای بیش از حد بزرگ کاملا معلوم بود اونم عمله سلیقشم افتضاح بود خندم گرفت امیر متوجه شد وبه بهاره گفت : نمی خوای با سورمه آشنا بشی
بهاره : این خانمه کیه؟ دوستته
امیر : اره عزیزم
بهاره : خیلی زشته
لبمو گزیدم نخندم دختره اخم کرد وگفت : خیلی بی ادبی معذرت خواهی کن
امیر اخم کرد وگفت : با کی بودی گفتی بی ادب
دختره خودشو لوس کرد وگفت : خوب دیدی چی گفت
امیر بدون توجه بهاره رو بوسید وگفت : مادر چرا نیومد
بهاره : کنار نی نی ها موند
سرمه : نی نی ها مادر ندارن
اینبار امیر عصبی شد وگفت : خفه میشی سرمه یا خودم خفه ات کنم
سرمه اخم کرد ورفت با فاصله ازمون نشست
امیر : بهار چرا نیومد
بهاره : اونجاست ...داداشی
امیر: جانم
بهاره : این دوستت خیلی زشته .مگه تو شیرین دوس نداری
چشای امیر چهارتا شد دلم خنک شد رومو برگردوندم
امیر : وقتی اون از من بدش میاد چیکار کنم
بهاره : می دونم ...داداش بردیا هم میگفت شیرین از من بدش میاد ولی شیرین زنش شد
امیر لبشو گزید ونگام می کرد اخم کردم وگفتم : لطفا برو پیش سرمه جونت واینجا نمون نمی خوام عروسی دوستم زهربشه برام
رفت کنار سرمه نشست کاملا معلوم بود به سرمه بی تفاوته به بهاره نگاه کردم وگفتم : وقتی داداش بردیات یه حرفی رو بع تو زده تو نباید به‌یکی دیگه بگی عزیزم
بهاره : کار بدی کردم
- اگه دیگه تکرارش نکنی نه عزیزم
بوسیدمش گفت : قول میدم

**********
دیدگاه ها (۲)

*مریم* ........کارت اصلا درست نبود فرزام فرزام : آخه فکر می ...

*نفس*ایلیا : نفس خسته میشی یکم بنشین - خسته نیستم ایلیا : هر...

*نفس*......... یه دور خوردم وخودمو نگاه کردم وگفتم : چطورشدم...

ادامه....نمی تونستم باور کنم تو مال من شدی انقدر همه چیز زود...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 57・⁠]⁠ᕗمطمینم دوست نداشت بپذ...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 59・⁠]⁠ᕗبعد از اینکه جونگکوک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط