{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در آغوشم که میکشی...گم میشوم در خود...دچار فراموشی میشوم.

در آغوشم که میکشی...گم میشوم در خود...دچار فراموشی میشوم..یادم نمی آید که بودم و که هستم..همینکه نفس هایت را حس میکنم..صدای قلبت را میشنوم..میفهمم که بهشت مرا بغل کرده. ..بهشت من جان ناقابلم فدات
دیدگاه ها (۲)

دنیای من ارزوی من شادی تو..سلامتی تو. سربلندی ات..و رسیدن به...

دردت به تنم...کاش میشد..با حرف نبود...راهی پیدا میشد که درده...

دفترم پر شده از اسم زیبایت...حضورت وجودم را گرفته...دلم برای...

ووووووووووی کلا این شعر گفته که من فدات بشم الهی,,,ﮐﺎﺵ ﻣﯽﺩﯾﺪ...

نیامده رفتی سر منزل اول خدافظی کردی و رفتیای یار بی وفای ماس...

من توی روستا زندگی میکنم و عاشق زنی شدم که اوقاتش را توی شهر...

ظهر است و نور از پنجرهٔ سالن به درون پذیرایی می‌تابد و به ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط