پارت چهارم
پارت چهارم
ات: بعد از اون اتفاقا من تو قصر جیهوپ زندگی میکنم البته اونجایی که خدمتکار اتاق دارن نه داخل قصر
بیدار شدم که دیروز جیهوپ گفته بود صب زود بیا کار زیاد داریم پس بدون معطلی رفتم پیشش
در اتاقشو زدم تق تق
جیهوپ: باصدای خواب آلود کیه
ات: منم
جیهوپ: بیا تو
با اعتماد به نفس کامل درو وا کردم دوقدم جلو رفتم ولی وقتی بهش نگا کردم زودی صورتمو برگردوندم اونطرف
آخه کدوم آدم عاقلی بدون لباس و فقط با یه باکسر میخوابه (اینارو تو ذخنش میگه) ولی قرمزی صورتش اینو نشون میده که خجالت کشیده
جیهوپ: مثل گوجه قرمز شدی واسه چی خجالت میکشی (با این کار ات میخواستم بچلونمش)
ات: تو دنیای خیالات خودم بودم که دو دست از پهلو هام گرفتن و کشیده شدم به پشت که چرخیدم به سمتش و میخواستم بگم این چه کاریه که
از زبان جیهوپ: برا اینکه دیگه ازم خجالت نکشه رفتم بغلش کردم و اون روشو بهم کردم وقتی به صورتش نگاه کردم دوتا لب صورتی خوشگل پوف کرده منو جذب خودش کرد و دیگه نتونستم طاقت بیارم شروع کردم به بوسیدن لباش
(بعد سه دقیقه از هم جدا شدن)
جیهوپ: ویکتوریا راستش من از همون بار اول که دیدمت پیش پدرت کار میکردی عاشقت شدم
هی به کسی نگفتم که حتما یه حس زود گذراست و میگذره میره
ولی سه ساله از یادم نمیری و تمام مدت دارم به تو فکر میکنم
ازت میخوام همدم زندگیم بشی و باهام زندگیمونو ادامه بدیم
پرنسس جیهوپ میشی؟
ات: ولی من از مافیا ها بدم میاد و ازشون میترسم، نه من نمیخوامـ
خب فندقا حالتون چطوره؟
خب ات اینجا گوه اضافی زیاد خورد من برای پارت بعدی ادبش میکنم نگران نباشید. 😂😂
ات: بعد از اون اتفاقا من تو قصر جیهوپ زندگی میکنم البته اونجایی که خدمتکار اتاق دارن نه داخل قصر
بیدار شدم که دیروز جیهوپ گفته بود صب زود بیا کار زیاد داریم پس بدون معطلی رفتم پیشش
در اتاقشو زدم تق تق
جیهوپ: باصدای خواب آلود کیه
ات: منم
جیهوپ: بیا تو
با اعتماد به نفس کامل درو وا کردم دوقدم جلو رفتم ولی وقتی بهش نگا کردم زودی صورتمو برگردوندم اونطرف
آخه کدوم آدم عاقلی بدون لباس و فقط با یه باکسر میخوابه (اینارو تو ذخنش میگه) ولی قرمزی صورتش اینو نشون میده که خجالت کشیده
جیهوپ: مثل گوجه قرمز شدی واسه چی خجالت میکشی (با این کار ات میخواستم بچلونمش)
ات: تو دنیای خیالات خودم بودم که دو دست از پهلو هام گرفتن و کشیده شدم به پشت که چرخیدم به سمتش و میخواستم بگم این چه کاریه که
از زبان جیهوپ: برا اینکه دیگه ازم خجالت نکشه رفتم بغلش کردم و اون روشو بهم کردم وقتی به صورتش نگاه کردم دوتا لب صورتی خوشگل پوف کرده منو جذب خودش کرد و دیگه نتونستم طاقت بیارم شروع کردم به بوسیدن لباش
(بعد سه دقیقه از هم جدا شدن)
جیهوپ: ویکتوریا راستش من از همون بار اول که دیدمت پیش پدرت کار میکردی عاشقت شدم
هی به کسی نگفتم که حتما یه حس زود گذراست و میگذره میره
ولی سه ساله از یادم نمیری و تمام مدت دارم به تو فکر میکنم
ازت میخوام همدم زندگیم بشی و باهام زندگیمونو ادامه بدیم
پرنسس جیهوپ میشی؟
ات: ولی من از مافیا ها بدم میاد و ازشون میترسم، نه من نمیخوامـ
خب فندقا حالتون چطوره؟
خب ات اینجا گوه اضافی زیاد خورد من برای پارت بعدی ادبش میکنم نگران نباشید. 😂😂
- ۱۰.۵k
- ۲۰ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط