{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتنی ها کم نیست من و توکم گفتیم

گفتنی ها کم نیست، من و تو کم گفتیم

مثلِ هذیانِ دمِ مرگ، از آغاز چنین در هم و بر هم گفتیم

دیدنی ها کم نیست، من و تو کم دیدیم

بی سبب از پاییز، جایِ میلادِ اقاقی ها را پرسیدیم

چیدنی ها کم نیست، من و تو کم چیدیم

وقتِ گل دادنِ عشق، رویِ دار قالی

بی سبب حتی پرتابِ گلِ سرخی را ترسیدیم

خواندنی ها کم نیست، من و تو کم خواندیم

من و تو ساده ترین شعرِ سرودن را در معبر باد، با دهانی بسته واماندیم

من و تو کم بودیم

من وتو اما در میدان ها، اینک اندازه ی ما می روییم

ما به اندازه ی ما، می بینیم

ما به اندازه ی ما، می چینیم

ما به اندازه ی ما، می روییم...
شهریار_قنبری
دیدگاه ها (۵)

گاهـــی:📚 @gaahiبعضی از آدم ها ترجمه شده اندبعضی از آدمها فت...

adabiat_moaser:این سرد شدن لعنتی کی اتفاق افتاده بود؟آن روز ...

این روزها همه جا خبر از کشتار استدر عراق بمب گذاری میکننددر ...

امروز...ارتش آنکارا هم شکست خورد...حالا انتظار داری شعرهای ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط