مثل قدم هایِ بعدِ بارانسیگار هایِ کنارِ اتوبان مثل تمامِبی حسی ها بعدِ دردمثل رگ هایممثل دفترم ....پُر از خط زدنمتو را بارها از خودم خط زدم ..........