{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو در من نفس می‌کشیدی

تو در من نفس می‌کشیدی
و گُمان می‌کردی رفتنت میتواند
آدم کُش نباشد...
من در رگ‌هایت بودم
و تو گُمان می‌کردی
زندگی‌ات بدونِ این جریان
ادامه پیدا می‌کند...
و هیچ چیز نمیتواند
یک آدم را اینگونه از پای در بیاورد
که یک نفر با گُمان هایِ بیجایش...
خواستم بگویم آدم فقط
برای یک نفر دلی دارد برای زندگی...
نفسی برا کشیدن...
خواستم بگویم تا بدانی
آدم فقط برای یک نفر
میتواند گلویش را تا مرزِ
خفه شدن بفشارد تا صدایِ
ضجه هایش را کسی نشنود...
فقط می‌تواند برای یک نفر،
یک آن بزند به سیمِ آخر
و صدایش را تا مرزِ جنون
بالا ببرد و گریه کند...
تو تنها گُمان می‌کردی
و دارم می‌گویم:
‌آدم فقط برای یک نفر
می‌تواند نفس بکشد و
بعد از آن با هر بار نبودنش
با یاد و خاطره اش بمیرد!
و تو برای من همان یک نفر بودی ...
دیدگاه ها (۵)

و من اکنوندر حوالیِ بیست و چند سالگیدانستم که عشق غمگین است!...

شبیهِ معجزه بودیکه بعـدِ آمدنـتستاره هایِ "دلم"در هـوایِ تو ...

اگر به سویت اینچنین دویده امبه عشق عاشقمنه بر وصال تو...! #ف...

مثل قدم هایِ بعدِ بارانسیگار هایِ کنارِ اتوبان مثل تمامِبی ح...

@federico_salvatorکمال تشکر☝️ازاینکه برایم معرفت خرج کردی سپ...

«از چه بگویم؟ از غمی که انگار ریشه‌اش در عمقِ وجودم است و هر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط