داستااااان یک قهرمان:
داستااااان یک قهرمان:
گفت: رفتم تشیع جنازش دیدم درخونه شون گاردبستن وبازرسی بدنی میکنن گفتم مگه کی میاد گفتن بماند....
کارتم رونشون دادم دیدازاطلاعات سپاه یزدهستم گفت بفرما.....
رفتم ازفرماندشون پرسیدم کی میاد تشیع جنازه که این همه تشکیلات روهم کردین گفت:
سردارحاج قاسم سلیمانی!
گفتم او....
اینجا؟
تواین موقعیت؟
خیلی تعجب کردم ...
بالاخره سرداراومد فکر کردم تشیع میکنه میره ولی نه وایساد نمازخوندن بعد
اومد جلوقبر ماهم گاردحفاظتیش بودیم.
گفت میکروفن ،
دادیم دستش شروع کرد زیارت عاشوراخوندن.....
گفت: رفتم تشیع جنازش دیدم درخونه شون گاردبستن وبازرسی بدنی میکنن گفتم مگه کی میاد گفتن بماند....
کارتم رونشون دادم دیدازاطلاعات سپاه یزدهستم گفت بفرما.....
رفتم ازفرماندشون پرسیدم کی میاد تشیع جنازه که این همه تشکیلات روهم کردین گفت:
سردارحاج قاسم سلیمانی!
گفتم او....
اینجا؟
تواین موقعیت؟
خیلی تعجب کردم ...
بالاخره سرداراومد فکر کردم تشیع میکنه میره ولی نه وایساد نمازخوندن بعد
اومد جلوقبر ماهم گاردحفاظتیش بودیم.
گفت میکروفن ،
دادیم دستش شروع کرد زیارت عاشوراخوندن.....
- ۷۸۶
- ۱۲ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط