روایت داریم یک روز يه دزد و یه نابینا مقداری آلوچه خریدند
روایت داریم یک روز يه دزد و یه نابینا مقداری آلوچه خریدند قرار گذاشتند 2 تا 2 تا بخورن تا تموم بشه. وسط کار نابینا مچ دزد گرفت و گفت چرا مشت مشت میخوری. دزده گفت تو که کوری از کجا فهمیدی. نابینا گفت. از اینجا که من 4 تا 4 تا می خورم. تو هیچی نميگي!!
حالا فهميدين چرا اختلاسها پیگیری نميشن...!
حالا فهميدين چرا اختلاسها پیگیری نميشن...!
- ۹۴۸
- ۱۲ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط