حس بودن,حس زیستن
حس بودن,حس زیستن
حس مهربانی کردن…
مرده در من!
مرده در پهنای صحرای اگین قلبم
بی کس و تنها
غریب و خسته
گوشه زندان تاریکی قلبم,
میل به رفتن, به شکستن,
ای اخرین حس شبانه
اخرین امید قلبم…
مثل کبوتر روی بامها
بی صدا
بی حرکت
میل به رفتن دارم…
حس مهربانی کردن…
مرده در من!
مرده در پهنای صحرای اگین قلبم
بی کس و تنها
غریب و خسته
گوشه زندان تاریکی قلبم,
میل به رفتن, به شکستن,
ای اخرین حس شبانه
اخرین امید قلبم…
مثل کبوتر روی بامها
بی صدا
بی حرکت
میل به رفتن دارم…
- ۵۴۸
- ۰۱ اسفند ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط