{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حس بودن,حس زیستن

حس بودن,حس زیستن
حس مهربانی کردن…
مرده در من!
مرده در پهنای صحرای اگین قلبم
بی کس و تنها
غریب و خسته
گوشه زندان تاریکی قلبم,
میل به رفتن, به شکستن,
ای اخرین حس شبانه
اخرین امید قلبم…
مثل کبوتر روی بامها
بی صدا
بی حرکت
میل به رفتن دارم…
دیدگاه ها (۳)

رمان تهیونگ

ستاره ای در میان تاریکی فصل ۱پارت ۴۵🌌پاهایش روی زمین محکمی ف...

شب التیام.

#in_your_eyespart_77ویو کایلاچند ساعت از رفتن یونا گذشته بود...

تک پارتی _ آیین گوشت و سکوت

I Love you...but I don't know...How can I say this...to you....

Between Sleep and Breath

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط