{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاقبت با یک غزل او را هوایی میکنم

عاقبت با یک غزل او را هوایی میکنم
بعد عاشق کردنش خود را فدایی میکنم

گفته اند: او عاشق شعر است و شاعر پیشگی
با همین ترفند از او دلربایی میکنم..!!!

من که " شاعر " نیستم اما به عشق او چنین
در میان دوستان "شاعر نمایی " میکنم!!!

قلب او سنگیست و من میکوبمش با شعر ناب
کعبه ای میسازم از آن و خدایی میکنم

او طلسم کرده با آن چشمهای میشی اش
شعر میخوانم نگاهش را گدایی میکنم

من به اعجاز" غزل " بر قلب انسان واقفم
آخرش هم با" غزل " او را هوایی میکنم...
دیدگاه ها (۷)

مــرا بغــل بگیر و باز ، بنام خــود خطـاب کـنتمـام هستی مــر...

.برف باریده بر این جاده و جایت خالیستدست در دست من اما رد پا...

زیر پلکت سایه بانم میدهی؟سوختم، آیا سر پناهم میدهی؟آتشی افتا...

ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺳﺮﺍﻏﯽ ﺍﺯ ﻣﻦ ﮔﺮﻓﺖ ، ﺑﮕﻮﯾﯿﺪﺵ :ﺩﻟﺶ ﺑﻬﺎﺭ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ ﻭ ﺭﻗﺺ ﺍ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط