چشم گشودم به جهان
چشم گشودم به جهان
و دیدمت
مثلِ طلوعی که
خورشیدش را
از پشتِ گیسویِ شب
پیدا کرده بود
حرفها در گلویم خفه شدند
و فقط سکوتی غریب
بینِ ما رقصید
رقصی از جنسِ
شوقِ دیدار
انگشتانم بیقرارِ لمسِ تو
ذهنم گم در پیچ و خمِ
عطرِ نفسهایت
و قلبم
در آستانهیِ
یک بهارِ شیرین
از عشق
میسوخت...
دیدنت بهترین اتفاق دنیاست دلبر
عاشقتم تا همیشه مرضیه جانم 🩵💙
و دیدمت
مثلِ طلوعی که
خورشیدش را
از پشتِ گیسویِ شب
پیدا کرده بود
حرفها در گلویم خفه شدند
و فقط سکوتی غریب
بینِ ما رقصید
رقصی از جنسِ
شوقِ دیدار
انگشتانم بیقرارِ لمسِ تو
ذهنم گم در پیچ و خمِ
عطرِ نفسهایت
و قلبم
در آستانهیِ
یک بهارِ شیرین
از عشق
میسوخت...
دیدنت بهترین اتفاق دنیاست دلبر
عاشقتم تا همیشه مرضیه جانم 🩵💙
- ۶۰۹
- ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط