Tom

Tom
𝟏/𝟐
& سرتو برگردوندی با دیدن تامی که داشت با لارا میخندید و اروم نوازشش میکرد برای بار هزارم اشک توی چشمات حلقه زد
پسری که یه زمانی برای لبخندت ذوق میکرد با یکی دیگه بود و خوشحال تر از همیشه به نظر میرسید
لبخند تلخی زدی و نگاهتو ازش دزدیدی دوباره پاهاتو توی شکمت جمع کردی و صورتتو روی پاهات قایم کردی تا کسی متوجه اشکات نشه
افکارت دیگه قابل کنترل نبود همش داشتی خاطراتت باهاش مرور میکردی و اشکات همینجوری جاری میشد
متوجه گذشت زمان نبودی وقتی سرت رو بلند کردی توی سالن هیچکس نبود به ساعت نگاه کردی ساعت 9 شب بود
با بی حسی تمام بلند شدی و به سمت خوابگاه دخترونه حرکت کردی چشمات کاملا قرمز بود و همین باعث شد دخترا مدام سوال پیچت کنن
بدون اهمیت به حرفاشون رفتی و روی تخت دراز کشیدی و پتو رو تا سرت کشیدی تا حداقل چند ساعت بتونی بخوابی











نظرتونو حتما بهم بگید✨
دیدگاه ها (۶)

تک پارتی از جیکغروب بود و پارک تقریباً خلوت شده بود. تو و جی...

سناریو

وقتی میخواستی بری استخر ولی...¹امروز به درخواست و اصرار های ...

&سناریو&وقتی:``وقتی‌ براشون‌ بالم‌ لب‌ میزنی....``مکنه لاینج...

وقتی باهم دعوا میکنید اما...¹با صدای بلند بهش گفتی:"برو بابا...

ساعت ۷:۱۵ شب/حرف هایی که باید گفته میشدنهوسوک وارد اتاق شدتو...

وقتی...(پارت سوم)

#تکپارتیموضوع:(وقتی پات پیچ خورده و نمیتونی راه بری اون میبی...

وقتی مریض بودی ولی ..

پارت۸که جونگکوک با گریه از خواب بیدار شد و محکم یوری رو بغل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط