{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت : جمعه ها آدم خیلی دلش میگیره

گفت : جمعه ها آدم خیلی دلش میگیره
ولی از اون بدتر
اینه که عصرِ جمعه خونه باشی و بارون بزنه.
_گفتم : آره؛ اینجوری که آدمو خفه میکنه!
_گفت : میدونی؟ خیلیا توو جمعه شاعر شدن!
تو حالا چیزی توو جمعه ها نوشتی؟
_گفتم : من جمعه ها
رو شیشه ی بخار گرفته ی پنجره، با انگشت مینویسم :
"لطفا یکی مرا از مرگ نجات بدهد"
#بابک_زمانی
از کتاب: لطفا یکی مرا از مرگ نجات بدهد
(چهل دیالوگ و چهارده روایت برای نمردن)
دیدگاه ها (۴۴)

حالا هی از این سو غلت بخور به آنسو!حالا هی فکر و خیال کن!با ...

بیخیالِ آدمهای تنهایی شوید که سالهاست در لاکِ تنهاییِ‌شان فر...

اگه پیش اومده براتون که روزایی رو پشت سر بذارید که بعدش به خ...

پـاییز ، رسـالتش یادآوریِ خـاطره هاست آدم را پرت می کند وسطِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط