{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پـاییز ، رسـالتش یادآوریِ خـاطره هاست

پـاییز ، رسـالتش یادآوریِ خـاطره هاست
آدم را پرت می کند وسطِ خاطراتِ خیلی دور .
کنارِ آدم هایی که نیستند ،
میانِ خانه ای که نیست و حال و هوایی که تکرار نخواهد شد .
یادش بخیر ! خانه ی قدیمیِ مادربزرگ و آن حوضِ آبیِ وسط حیاط ...
تخت چوبیِ کهنه ای که تویِ ایوانش بود و هر شب روی آن دراز می کشیدیم ، آسمانِ بی نقاب و پرستاره را تماشا می کردیم و غرق در تخیلاتِ کودکانه مان می شدیم .
دلم برایِ خواب هایِ بی دغدغه ی خانه ی مادربزرگم تنگ شده ، برایِ صبح هایی که پنجره ی چوبیِ اتاق باز می شد و با هیاهویِ گنجشک ها بیدار می شدیم و با نسیمی خنک و روح نواز ، خواب از سرمان می پرید ...
مادربزرگم عادت داشت هر روز صبحِ خیلی زود ، حیاطِ خانه را آب پاشی کند و من می مردم از بویِ تندِ کاهگلی که فضای خانه را پر می کرد ، من می مردم برایِ قربان صدقه و بوسه هایِ صبح بخیرِ مادربزرگ !
دلم برایِ کودکی ام و صفایِ آن خانه ی قدیمی ،
دلم برایِ مادربزرگم تنگ شده .
کاش آدم هایِ خوبِ زندگی ، همیشگی بودند .
کاش ما ، بزرگ نمی شدیم ،
کاش تویِ همان دوران ، در دلِ همان سادگی ها ؛
جا مانده بودیم.
#نرگس_صرافیان_طوفان‌
#زیبا #جذاب #خاص #شیک #قشنگ #هنری #BEAUTIFUL_NICE
دیدگاه ها (۳۷)

اگه پیش اومده براتون که روزایی رو پشت سر بذارید که بعدش به خ...

گفت : جمعه ها آدم خیلی دلش میگیرهولی از اون بدتراینه که عصرِ...

همین تو که حتی فکرَش را هم نمیکنیمیتوانی دلیلِ حالِ خوبِ جمع...

روزمون مبارک😉 #چپ_دست

تابستان‌های قدیم، بوی زندگی می‌داد…خانه‌های حیاط‌دار، دیواره...

حمایت کنید.بازنشر دهید

دلم لحظه ای درنگ میخواهد ایستادن میخواهد دمی نفس کشیدن میخوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط