پارت ۷ "اخر"
پارت ۷ "اخر"
۴ ماه بعد_نویسنده"کارن":
چهار ماه گذشته بود و بانگ شی سِمَتِش رو که مدیریت بود ترک کرد و گم و گور شد وویه مدیر بهتر اومد.جیمین کوچولوی ما هم عشقش به یونگی رو قطعی کرده بود و حلقه داشتن.جیمین حالش بهتر بود و خیلی خیلی کمتر هیت میگرفت.و هر ۷ تا فرشته ی ما زندگی ای خوبی رو شروع کردن.
.
سخن پایانی نویسنده:
این داستان میتونست روایتی واقعی باشه.پس بیاید سعی کنیم از هر فندومی که هستیم هیت دادن به ایدلای بی گناهی مثل جیمین رو اونم سر چیز های مسخده تموم کنیم و با همدیگه مهربون باشیم.یونمین ام درخواست یکی از ناناز بلا ها بود.کارنی دوستون داره.بای باییییی.
۴ ماه بعد_نویسنده"کارن":
چهار ماه گذشته بود و بانگ شی سِمَتِش رو که مدیریت بود ترک کرد و گم و گور شد وویه مدیر بهتر اومد.جیمین کوچولوی ما هم عشقش به یونگی رو قطعی کرده بود و حلقه داشتن.جیمین حالش بهتر بود و خیلی خیلی کمتر هیت میگرفت.و هر ۷ تا فرشته ی ما زندگی ای خوبی رو شروع کردن.
.
سخن پایانی نویسنده:
این داستان میتونست روایتی واقعی باشه.پس بیاید سعی کنیم از هر فندومی که هستیم هیت دادن به ایدلای بی گناهی مثل جیمین رو اونم سر چیز های مسخده تموم کنیم و با همدیگه مهربون باشیم.یونمین ام درخواست یکی از ناناز بلا ها بود.کارنی دوستون داره.بای باییییی.
- ۳۹۰
- ۰۹ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط