{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۷ "اخر"

پارت ۷ "اخر"
۴ ماه بعد_نویسنده‌"کارن":
چهار ماه گذشته بود و بانگ شی سِمَتِش رو که مدیریت بود ترک کرد و گم و گور شد وویه مدیر بهتر اومد.جیمین کوچولوی ما هم عشقش به یونگی رو قطعی‌ کرده بود و حلقه داشتن.جیمین حالش بهتر‌ بود و خیلی خیلی کمتر هیت میگرفت.و هر ۷ تا فرشته ی ‌ما زندگی ای خوبی رو شروع کردن.
.
سخن پایانی نویسنده:
این داستان میتونست روایتی واقعی باشه.پس‌ بیاید سعی‌ کنیم از هر‌ فندومی که هستیم هیت دادن به ایدلای بی گناهی مثل جیمین رو اونم سر‌ چیز های مسخده تموم کنیم و با همدیگه مهربون باشیم.یونمین ام درخواست یکی از ناناز‌ بلا ها بود.کارنی دوستون داره.بای باییییی.
دیدگاه ها (۸)

My friend ♡:)part.22...ازت میخوام تو مدلی بشی که با اونا عکس...

وقتی پدرخوانده تو بود...پارت شونزده (پایانی)ویو جیمین از خوا...

عشق پنهانp1ویو ا/تسلام من کیم ا/ت هستم ۱۶ سالمه از بچگیم آرز...

عشق پنهانp1ویو ا/تسلام من کیم ا/ت هستم ۱۶ سالمه از بچگیم آرز...

رئیس کمپانی بیگ هیت نامه ای به پسرای بنگتن نوشته که متن نامه...

BTS - Jimin , Jungkook

و سخنرانی جیمنی و جونگ کوکی

سلام ارمیا ما همگی میدونیم اعضا دارن بی ترتیب میرن سربازی که...

دوراهی

bloody life p¹⁵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط