{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شخصی نزد استادش رفت و گفت: می خواهم خواب امام

شخصی نزد استادش رفت و گفت: می خواهم خواب امام

زمان را ببینم. استادش به او گفت: غذای شوری بخور و

بخواب. شاگرد هم گوش کرد و این کار را انجام داد و

خوابید. تاصبح خواب می دید که رفته لب شیر و دارد آب

می خورد، رفته سر یخچال و دارد آب می خورد، رفته سر

چشمه و دارد آب می خورد. صبح از خواب بلند شد و به

استادش گفت: من تا صبح این خواب را دیدم.

استادش به او گفت:

تو تشنه ی آب بودی و خواب آب دیدی،

تشنه امام زمانت باش خواب امام زمانت را می بینی.
دیدگاه ها (۴)

یا حجت بن الحسن (عج)نکند نوکر خود را تو برانینکند لایق وصلم ...

مولای من ! آقای من ! یا صاحب الزمان(ع) اینان از نسل کوفیان ا...

جا مانده‌ایم و شرح دل ما خجالت است #زائر شدن، پیاده، یقینا ...

عاشق گوشی سامسونگ S4 بود!داشت پولهایش را جمع میکرد که بخردکا...

_سناریو_

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط