شعری فوق العاده زیبا از سیمین بهبهانی
شعری فوق العاده زیبا از سیمین بهبهانی
خسته ام مثل جوانی که پس از سربازی / بشنود یک نفر از نامزدش دل برده/
مثل یک افسر تحقیق شرافتمندی/
که به پرونده ی جرم دخترش برخورده /
خسته ام مثل پسر بچه که درجای شلوغ / بین دعوای پدر مادر خود گم شده است / خسته مثل زن راضی شده به مهر طلاق / که پس از بخت بدش سوژه ی مردم شده است
خسته مثل پدری که پسر معتادش/
غرق در درد خماری شده فریاد زده/
مثل یک پیرزنی که شده سربار عروس/ پسرش پیش زنش بر سر او داد زده
خسته ام مثل زنی حامله که ماه نهم/ دکترش گفته به درد سرطان مشکوک است/ مثل مردی که قسم خورده خیانت نکند/ زنش اما به قسم خوردن آن مشکوک است
خسته مثل پدری گوشه ی آسایشگاه/
که کسی غیر پرستار سراغش نرود/
خسته ام بیشتر از پیر زنی تنها که /
عید باشد نوه اش سمت اتاقش نرود
خسته ام کاش کسی حال مرا می فهمید/ غیر از این بغض که در راه گلو سد شده است/
شده ام مثل مریضی که پس از قطع امید/ در پی معجزه ای راهی مشهد شده است...سیمین بهبهانی
خسته ام مثل جوانی که پس از سربازی / بشنود یک نفر از نامزدش دل برده/
مثل یک افسر تحقیق شرافتمندی/
که به پرونده ی جرم دخترش برخورده /
خسته ام مثل پسر بچه که درجای شلوغ / بین دعوای پدر مادر خود گم شده است / خسته مثل زن راضی شده به مهر طلاق / که پس از بخت بدش سوژه ی مردم شده است
خسته مثل پدری که پسر معتادش/
غرق در درد خماری شده فریاد زده/
مثل یک پیرزنی که شده سربار عروس/ پسرش پیش زنش بر سر او داد زده
خسته ام مثل زنی حامله که ماه نهم/ دکترش گفته به درد سرطان مشکوک است/ مثل مردی که قسم خورده خیانت نکند/ زنش اما به قسم خوردن آن مشکوک است
خسته مثل پدری گوشه ی آسایشگاه/
که کسی غیر پرستار سراغش نرود/
خسته ام بیشتر از پیر زنی تنها که /
عید باشد نوه اش سمت اتاقش نرود
خسته ام کاش کسی حال مرا می فهمید/ غیر از این بغض که در راه گلو سد شده است/
شده ام مثل مریضی که پس از قطع امید/ در پی معجزه ای راهی مشهد شده است...سیمین بهبهانی
- ۱.۸k
- ۲۴ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط