{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
می‌روی، بعد تو پای سفرم می‌شکند
مهره به مهره، تمام کمرم می‌شکند

مرگ می‌آید و در آینه‌ها می‌بینم
زندگی مثل پلی پشت سرم می‌شکند

چار دیوار اتاق از تو و عکست خالی‌ست
یک به یک خاطره‌ها دور و برم می‌شکند

من که مغرورترین شاعر شهرم بودم
به زمین می‌خورم و بال و پرم می‌شکند

نقشه‌ها داشت برایم پدر پیرم... آه
بغض من پای سکوت پدرم می‌شکند

هیچکس مثل تو در سینه‌ی خود سنگ نداشت
بعد از این هرچه که من دل ببرم می‌شکند

می‌تراود مهتاب و غمِ این خفته‌ی چند
خواب در پنجره‌ی چشمِ تَرم می‌شکند...

#رضا_نیکوکار
دیدگاه ها (۱)

Part "68"☆ویو راوی☆عقربه‌های ساعت روی دیوار عمارت از نیمه‌شب...

سایه ای که پدرم بود پارت ۳(من عادت ندارم معمولا ادبی بنویسم ...

می روی بعد تو پای سفرم می شکندمهره به مهره تمام کمرم می شکند...

می روی بعد تو پای سفرم می شکند مهره به مهره تمام کمرم می شکن...

می تراود مهتابمی درخشد شبتاب،نیست یکدم شکند خواب به چشم کس و...

می‌تراود مهتابمی‌درخشد شبتابنیست یکدم شکند خواب به چشم کس و ...

می‌تراود مهتابمی‌درخشد شب تابنیست یک دم شکند خواببه چشم کس و...

دستخط من.....😍__مي تراود مهتاب مي درخشد شب تاب نيست يك دم شك...

می‌تراود مهتابمی‌درخشد شب تابمانده پای آبله از راه درازبر دم...

می تراود مهتاب،می درخشد شبتاب.نیست یکدم شکند خواببه چشم کس و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط