{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part

part13

جونگکوک با عجز نالید و باسن گردش رو جلوتر داد تا از ضرباتی که حاال
برعکس قبل که درد داشت، لذت رو به وجودش تزریق میکرد، بهرهمند بشه.
آلفا با لذت دستش رو روی چشمهای جونگکوک گذاشته بود و همونجور که
نیپلهای برجستش رو گاز میگرفت، با قدرت بیشتری ضربههاش رو روی
نقطهی حساس پسرک زیرش فرود میآورد:
_آه... من... اوم...
زبونش رو به صورت دورانی دور نیپل پسرک حرکت داد و همونطور که با یه
دست چشمهای جونگکوک رو پوشونده بود، مشغول هندجاب دادن به پسرک
بیقرار شد.
_آه... بیشتر... بیشتر لمسم کن!
مرد آلفا بالزهای پسرک رو به بازی گرفت و طول عضو خوشتراش جونگکوک
رو با انگشتهای درشت و کشیدهاش طی کرد و بهقدری به پسرک لذت داد،
که جونگکوک با فریاد بلندی توی دستش به ارگاسم رسید.
دیدگاه ها (۰)

part14_آهـــــ! بدن امگا میلرزید و کام شیری رنگ از سر عضوش چ...

part15با نالهی بم و مردونهای درون پسرک کام شد و جونگکوک که ک...

part12 e _ح-حرکت کن، آلفا... میخوام- میخوام حست کنم... آلفا...

😭😭🤣😂🤣

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط