ایستادم مقابلش و گفتم:

ایستادم مقابلش و گفتم:

پلڪــ نزن لطفا!
بگذار سیر ببینمت.

آخر میـدانے عمریست چشمم را بہ زمین دوختہ ام
تانگاهم جز بہ نگاهت گرہ نخورد ...
دیدگاه ها (۱۰)

برده عمارت جئون

پارت بیست و پنجم《Custom kiss》 +هم...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت"پارت "42" "ویو پارک آنجلینا (گ...

‌الان دیگه بین خودم و اتاقم نمی‌دونم کدوممون بهم ریخته تریم....

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🧸 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی بدونِ اجازش تتو می‌زنی... ⛓️🖤 ╰┈➤ 𝑷...

#playmate p¹¹⁴ات ویو:با سردی بادی که به صورتم میخورد کم کم ب...

💜 وقتی عضو هشتم BTS بودی 💜(درخواستی)نورهای بنفش تمام سالن رو...

پارت اول: «معامله در سایه‌ها»عمارت سنگی در دل مه و باران ملا...

پارت: 27 (بخش5) **زاویه دید: زین**«داری دروغ میگی.» هیزل با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط