{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما میان نفس و ثانیه زنجیر شدیم

ما میان نفس و ثانیه زنجیر شدیم
عمرمان رفت در این فاصله تفسیر شدیم
دیرگاهیست که از رفتن هم میگوییم
خسته از بازی ناباوری تقدیر شدیم
ردپای تو ونامت غزلم را پر کرد
زندگی طی شد و با خاطره ها پیر شدیم
هرچه گفتم که بمان تو همه شعر منی
رفتی و خسته از این باور دلگیر شدیم
با تو دیریست که من رهگذری تنهایم ما میان نفس و ثانیه زنجیر شدیم
دیدگاه ها (۱)

اگر گفت باید برم جلوشو نگیر !وقتی بخاد بره ، میره ! ولی همون...

تقدیم به کسانی که هم دل دارند هم معرفتاما کسی را ندارندامیدو...

میسرایم عشق تو با چشم اشکبارم گلممی نشینی بردل و برروی اشع...

بر بوم دل تنگ خودم آه کشیدم در فکر تو بودم که رخ ماه کشیدم.....

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 166✦..........................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط