{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

( معجزه زندگی )

( معجزه زندگی )
پارت اول


آزادانه، یک زندگی سالم، دور از شهر دور از خبر ها مردم و دور از دسیسه چینی و حسودی های مردم زندگی همه خوب بود و خوب میشد
یک زندگی در دل روستا آزادانه و دور از تمام مرد ها دختر جون ۱۸ ساله بسیار مهربان و کیوت یک برادر کوچیک تر و یک پدر مثل ستون و مادر بسیار مهربان این دختر فرقی درونش موج میزد فرقی که خودش نمی‌دانست
از روزی که به این دنیا آمده بود در میان آن موهای مشکی و بسیار بلند اش خود یک جمله از آن موها زرد رنگ بود
دخترک هیچ وقت به این موضوع پی نمیبرد ..
لباس تا زانو سفید و خیلی ساده بدون هیچگونه مدل یا طرح گل نقاشی
خیلی آروم از اتاق خارج شد دخترک از سرما نمیترسید برعکس همه آدم ها برای همین هیچگونه جوراب به پا رو نوک پاش با قدم های آرامی به سمته در چوبی و کوچیک ای خیلی آروم درو باز کرد و بعد از برداشت پالتو بزرگ و سبز رنگش نگاه های پر از ترسش را به اطراف دوخت ..
خدا نکنه برادر کوچیک ترش لیام بیاد
عتماد پدرش و برادر کوچکترش را از دست میداد ..
خیلی آروم و آهسته درو بست تند نفس کشید و به بیرون و هوا کمی تاریک زل زد خیلی صبح زیبایی بود صبح ای که خورشید تازه در نور اش را باز کرده بود هوا کمی سرد میشد البته آن هم در ساعت های صبح
کتونی هایش را روی زمین گذاشت بلافاصله پاش کرد و پالتو بلندش را به تنش کرد سپس با قدم های سریع از میان درخت ها و چمن های سبز رنگ رد میشد هرزگاهی آن شاخه های مانند بزرگی درخت را بلند میکرد و از آن ها گذر میکرد .. هوای زیبا بیشتر به بینیش میخورد مخصوصا در وقت های صبح صدا خانواده کوچیک به اسم پرنده ها به گوشش میخورد خیلی احساس خوبی به این دختر میداد مخصوصا حالا که به خوبی بیرون آماده بود و نور بیشتری روی سر درخت ها درخشش میکرد
آروم به دریاچه زیبایی رسید
آبشار بزرگی که در دریاچه می‌ریخت نور خورشید سطح آب را درخشان کرده بود پرواز پرنده های که با وردش دسته ای شروع به پرواز کردن
آن رنگ زیبایی دریا چه که درست شبیه به رنگ چشم های دخترک بود .. بیشتر زیبا ای نشون میداد سمته درخت بزرگی که حاصل از بزرگ های زیادی بود رفت سپس نشست همچنان خیره به دریا چه
دیدگاه ها (۴)

معجزه زندگی )پارت دوم ات: اخخخ دردم اومد نکنه یکی رو زخمی کر...

معجزه زندگی )پارت سوم تند پالتوش را کشید سپس به سمته لبه دری...

های بچه ها ... صبحتون بخیر باشه خوب راجب رای جونگکوک تهیونگ ...

3 تفنگدار )پارت ۵۹ یونگی تند گفت یونگی : این خانم جون کی باش...

سلااااام ها مهربونا صبح بخیر ☀️ گاهی لازم نیست برای زیباتر ش...

می‌دانم که تو نیز شب‌هایی را در زندگی‌ات تجربه کرده‌ای که گو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط