کوچ تا چند مگر میشود از

کوچ تا چند مگر میشود از
خویش گریخت
بال تنها غم غربت
به پرستوها داد .
# فاضل نظری
دیدگاه ها (۴)

چه بلند بختی ای دل که به دوست راه داری.

غافلی از حال دل،ترسم که این ویرانه را دیگران بی صاحب انگارند...

در بنفشه زار چشم تو من ز بهترین بهشت ها گذشته ام من به بهتری...

چای دم کن خسته ام از تلخی نسکافه ها چای با عطر هل و گلهای قو...

در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرماصلاً به تو افتاد مسیرم که ب...

تقدیر

🌱🍒بشنیده‌ام که عزم سفر می‌کنی مکنمِهر حریف و یار دگر می‌کنی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط