در ساحل ماسه اے
در ساحل ماسه اے
با خدا قدم میزدم
به پشت سرم نگاه کردم
جاهایے که از خوشےها
حرف زده بودیم دو ردپا بود
و
جاهایے که از سختےها حرف زده بودیم
جاےیک ردپا بود
به خدا گفتم:
در سختےها کنارم نبودے؟
گفت :
آن ردپایےکه میبینے من هستم؛
تو را در سختےها
به دوش مےکشیدم!!
خدایابےنظیرے!!!!
با خدا قدم میزدم
به پشت سرم نگاه کردم
جاهایے که از خوشےها
حرف زده بودیم دو ردپا بود
و
جاهایے که از سختےها حرف زده بودیم
جاےیک ردپا بود
به خدا گفتم:
در سختےها کنارم نبودے؟
گفت :
آن ردپایےکه میبینے من هستم؛
تو را در سختےها
به دوش مےکشیدم!!
خدایابےنظیرے!!!!
- ۳۴۱
- ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط