پارت

پارت ۲
آهی از کلافگی کشید
هه‌سو : منم همینطور
جوابی نداشتم تا بهش بگم،پس جوابش رو ندادم یکمی منتظر موندم که بارون بند اومد
با خیال راحت از آموزشگاه بیرون رفتم و درحال قدم زدن توی پیاده رو بودم
بوی خاک خیس میومد و یکی از بو های مورد علاقم بود
اما دوباره بارون شروع به ریختن کرد کلاه سویشرتم رو سرم کشیدم و بعدش با عجله تا زیاد خیس نشم دویدم
بخاطر بارون خیلی از آدما بیرون نبودند و خیابان ها و پیاده رو ها خلوت بودن
با گذاشتن پام خیلی سریع روی زمین گِلی یک دفعه چشم هام سیاهی رفت و هوشیاریم رو از دست دادم.
.
.
با سردردی زیاد چشم هام رو باز کردم همه جارو تار میدیدم هیچی رو نمیتونستم تشخیص بدم
چند بار پلک زدم،حالا میتونستم به وضوح خوب همه چیز رو توی این تاریکی ببینم
نور ماه از پنجره داشت به تخت می‌تابید اما هنوزم تاریک بود
روی یک تخت با روکش مشکی دراز کشیده بودم سرم رو برگردوندم و با سردرد زیاد به اطرافی که هیچ چیز قابل تشخیص نبود نگاه میکردم
وقتی سرم رو چرخوندم به طرف پنجره‌ی بزرگ متوجه یک چیزی شدم یه سایه،انگار یچیزی روی صندلی نشسته بود و داشت منو تماشا می‌کرد
ستون فقراتم بخاطر ترسم داشتند میلرزیدند ک لب هام موقعه ترس،مثل چی شروع به لرزیدن میکنن. دستام رو روی قفسه سینم گذاشتم و سعی کردم با کشیدن نفس هایی طولانی تپش قلبم رو کم کنم
یک نفس
دو نفس
سه نفس
که صدای آشنایی شنیدم
_ بلاخره بیدار شدی پرنسس!
حرفی که شنیدم،باعث شد دوباره سرم رو بچرخانم و به همونجا نگاه کنم
صدای آشنایی داشت اما نمیدونستم این صدا متعلق به کیه
کمی خم شد و حالا میتونستم کمی چهره اش رو توی تاریکی ببینم اما هنوزم قابل تشخیص نبود
تمام جرعتی که داشتم رو جمع کردم
= تو کی هستی؟
خنده ای کرد
_ چقدر زود فراموشم کردی پرنسس
از روی صندلی بلند شد و به طرفم اومد حالا میتونستم ببینم اون کیه
این همون پسر زخمیه ای بود که بهم گفت برم..داره دقیقا چه اتفاقی میوفته؟
یکم خودم رو توی تخت عقب بردم
= چرا اینجام؟
پوزخند صدا داری زد
_ آوردمت جایی که بهش متعلق داری پرنسس!
دیدگاه ها (۱۵)

*معرفی شخصیت ها *

پارت ۱هوا مثل همیشه سرد بود،دست های کوچیک و لاغرم رو بیشتر د...

تولدت لینویی مبارککککککک 😭

پارت ۵۷۲صدای آمبولانس رو می‌شنیدم و بعد خوابوندم روی تخت.چشم...

╭────────╮ ‌ ‌ 𝐰𝐞𝐚𝐤 𝐩𝐨𝐢𝐧𝐭 ╰────────╯نقطــه‌ضـعـف¹³وق...

Just in DREAMs ۹ـــ‌ا/ت‌ـــحدودا سه روزی میشد که خوابشو ندید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط