{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم از ورطه عشقت به صبوری به درآیم

گفتم از ورطه عشقت به صبوری به درآیم
باز می‌بینم و دریا نه پدیدست کرانش

عهد ما با تو نه عهدی که تَغَیُر بپذیرد
بوستانی‌ست که هرگز نزند باد خزانش


🍃 🌸 🍃
💜 💜
دیدگاه ها (۷)

شب بود که دستان تو را ول کردمازعشق تو ترسیدم و دل دل کردماین...

مَـن #تو را به هَـر زبانـی ڪـــه ترجمــه ڪــردم ؛#عشــق شــ...

پشت دریا شهریست که یک دوست در آن جا داردهر کجا هست ، به هر ف...

پرسید دوست رو چون دوستش داری بهش نیاز داری یا که چون بهش نیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط