{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب بود که دستان تو را ول کردم

شب بود که دستان تو را ول کردم
ازعشق تو ترسیدم و دل دل کردم

این هجر به کام توعسل شد، اما
در کام خودم زهـر هلاهل کردم
دیدگاه ها (۴)

مَـن #تو را به هَـر زبانـی ڪـــه ترجمــه ڪــردم ؛#عشــق شــ...

با نبودنت آغوشم را به سردترین نقطه‌ی جهان تبدیل کردی...چگونه...

گفتم از ورطه عشقت به صبوری به درآیمباز می‌بینم و دریا نه پدی...

پشت دریا شهریست که یک دوست در آن جا داردهر کجا هست ، به هر ف...

درد بی پایان انتظار

امان زان روزی ک شاخه گل سرخ باغ چیدموز ذات زهر خار خلیده فری...

من حتی به خودمم اعتماد ندارم چون وقتی به خودم اعتماد کردم سو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط