سالها گذشت تا من فهمیدم آدمها احتیاج دارن سفر برن

سالها گذشت تا من فهمیدم آدمها احتیاج دارن سفر برن.
احتیاج دارن از زندگی لذت ببرن و لذت بردن برای آدمها متفاوت معنی میشه..
یکی از هیات امام حسین لذت میبره یکی از مهمونی رفتن. یکی تو سفر مکه اقناع میشه یکی تو سفر اروپایی.

اینا همشون برای من آدمهای محترمی هستن.
سالها گذشت تا من فهمیدم نباید به دلخوشی های آدمها گیر بدهم
چون آدمها با همین دلخوشی ها سختی های زندگی رو تحمل میکنن.
لطفا به دلخوشی دیگران گیر ندهید!
دیدگاه ها (۲)

✓قشنگه✓همه چیز در زندگی گذرا و موقتی است.هروقت باران بیاید ،...

✓خیلی متن عالیه✓می‌خواهم این را بگویم که آدم‌هاهمه‌ی آدم‌هاد...

دست از سرم برندار!مـدّتهاست یک من ،در خودم فراریست.حالا با د...

بخونید :) خوشبختی تان را فریاد نزنید!خیلی ها چشمِ دیدنِ خوشب...

"بوسه آتش بر گونه رز "part 1«عشق»...کلمه ای که باهاش هیچوقت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط