{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می‌دانم، دیگر نمی‌شود داشت، افسوس!

می‌دانم، دیگر نمی‌شود داشت، افسوس!
ولی هنوز، نیم‌امیدی، در دلم روشن است
چه کنم؟ مگر دل، زبان می‌فهمد؟
هرچه می‌گویم: "بگذر از او، دست بکش"
او بدتر، بهانه‌گیری می‌کند، باز..
🎀🎀
دیدگاه ها (۰)

چطوری بعضیا از حیوانات خوششون نمیاد یا حتی بدشونم میاد ؟؟؟چج...

🖤🕊️

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 تو را می خواهم و دانم که هرگز به کام ...

این منم ...!پرگاری که می چرخد به گرداگرد زمین !بی خود و بی ج...

حکایت آموزنده معامله با خدا مردی داخل بقالی محله شد ، و از ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط