{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم گریه میخواهد

دلم گریه میخواهد
از جنس دستی که اشکهایم را پاک کند
برای شانه ای که سنگینی سرم را بگیرد
و برای آغوشی که آرامم کند
اما دیگر نه اشکی مانده
نه دستی, نه شانه ای
و نه آغوشی
دیدگاه ها (۱۴)

آخ ک چقدر میچسبه...

واااااااااااای....

قشــنگ ترین پستی که یه پســـر گذاشته بود :ما به دنبال خـــوش...

'خوابیده ای؟دوباره شب شد و من یاد «تو» افتادم..انگار شب ها ب...

[ #وطنِ ] من آغوشِ توست... من از تمامِ این شهر فقط دلم برا...

خزانِ پاییزم، چقدر غم‌انگیزم... 🍂🖤انگار تمامِ برگ‌هااز شاخه‌...

«گاهی هم این‌گونه می‌شوم…نه دردی در تن دارم که فریاد بزنم، ن...

زن بودن.... یعنی همان لحظه‌ای که تمام جهان بر شانه‌هایت سنگی...

هشت مرد در آب خم شدند؛نه برای پناه گرفتن، برای آن‌که یک گروه...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

در سرم شهری‌ستکه هیچ‌وقت شب نمی‌شود؛پر از خیابان‌های بی‌انته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط