{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمی دانم کجای قصه ام رابدنوشتم ،صدای زجه ام راکم نوشتم ،غ

نمی دانم کجای قصه ام رابدنوشتم ،صدای زجه ام راکم نوشتم ،غرورم راسپرکردم به جای فریاد درخودشکستم وبازنوشتم ،به آخر سرخط که رسیدم ،آتش دردم شعله کردودفترم راهم سوختم .
دیدگاه ها (۱)

نمی دانم کجای قصه ام رابدنوشتم ،صدای زجه ام راکم نوشتم ،غرور...

سهم من از با تو بودن شکستن بود ، از قلبت به من کوله باری از ...

دلت که گرفته باششلوغترین مکانها، تنهایی ات رابه رُخت می کشند...

وای از دست این تنهایی، وای از دست این دل بهانه گیروای از دست...

حالم خوش نیستحوصله آدم های دور و ورم را ندارم، هر روزی که می...

「君の声が聞こえない」صدای تو را نمی شنوم🍃🎆Part 6مایکی:من آدرسش را پیدا...

چپتر ششم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط