سمت چشمان تو یک پنجره باشد کافیست
سمت چشمان تو یک پنجره باشد کافیست
چشم من خیره به آن منظره باشد کافیست
تو به من خیره شوی ، من به تبسم هایت
خنده بر روی لبت یکسره باشد کافیست
فاصله ، دفتر تقدیر مرا پُر کرده ست ؛
سهم من چند ورق خاطره باشد کافیست
گریه خوب است ولی فکر غرورم هستی ؟
بغض دل پشت همین حنجره باشد کافیست
گفتی از فاصله ها خسته شدی ؛ درد بس است
خواستی بسته شود پنجره ؟ باشد ... کافیست
❤ ️
چشم من خیره به آن منظره باشد کافیست
تو به من خیره شوی ، من به تبسم هایت
خنده بر روی لبت یکسره باشد کافیست
فاصله ، دفتر تقدیر مرا پُر کرده ست ؛
سهم من چند ورق خاطره باشد کافیست
گریه خوب است ولی فکر غرورم هستی ؟
بغض دل پشت همین حنجره باشد کافیست
گفتی از فاصله ها خسته شدی ؛ درد بس است
خواستی بسته شود پنجره ؟ باشد ... کافیست
❤ ️
- ۷۵۳
- ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط