پارت سوم
پارت سوم
جیسو :اومدم بریم
لیسا هم طور که سر جنی رو شونش بود آروم سرشو ناز کرد بعد رسیدن خونشون که متوجه شدن جنی تب و لرز کرده زنگ زدن به آمبولانس تا آمبولانس برسه زنگ زدن به نامجون که بره کمپانی که کنسرت رو کنسل کنن
آیفون زنگ خورد جیسو فک کرد آمبولانس هست و درو باز کرد اما با تهیونگ که ناراحت بود مواجه شد جیسو که میدونست جنی ته رو ببینه حالش بد تر میشه شروع کرد که ته قانع کنه که بره اما تهیونگ به هیچ صراطی مستقیم نبود و هی جیسو رو هل میداد که بره تو دیگه جیسو زورش نرسید و رفت کنار جنی ته رو دید رو پاها ش وایساد و ی سیلی محکم به صورت ته زد (آنقدر محکم بود ته گریه گرفت )نشت رو پاش و زار زد گفت : جنی ممممنن
جنی :من چی تهیونگ تو چرا از رو نمیری ؟؟؟هاااااا ن
تهیونگ دیگه چیزی نگفت و رفت ته زیاد از اونجا دور نشده بود که آمبولانس رسید تهیونگ دید که .............
جیسو :اومدم بریم
لیسا هم طور که سر جنی رو شونش بود آروم سرشو ناز کرد بعد رسیدن خونشون که متوجه شدن جنی تب و لرز کرده زنگ زدن به آمبولانس تا آمبولانس برسه زنگ زدن به نامجون که بره کمپانی که کنسرت رو کنسل کنن
آیفون زنگ خورد جیسو فک کرد آمبولانس هست و درو باز کرد اما با تهیونگ که ناراحت بود مواجه شد جیسو که میدونست جنی ته رو ببینه حالش بد تر میشه شروع کرد که ته قانع کنه که بره اما تهیونگ به هیچ صراطی مستقیم نبود و هی جیسو رو هل میداد که بره تو دیگه جیسو زورش نرسید و رفت کنار جنی ته رو دید رو پاها ش وایساد و ی سیلی محکم به صورت ته زد (آنقدر محکم بود ته گریه گرفت )نشت رو پاش و زار زد گفت : جنی ممممنن
جنی :من چی تهیونگ تو چرا از رو نمیری ؟؟؟هاااااا ن
تهیونگ دیگه چیزی نگفت و رفت ته زیاد از اونجا دور نشده بود که آمبولانس رسید تهیونگ دید که .............
- ۱۵۹
- ۰۸ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط