رمان حامیم

رمان حامیم
پارت۳

فرید: حامیم مسخره بازی در نیارید دیگ رل زدید مگه الان علیرضا و عسل اینطوری میکنن؟

حامیم: فرید خان منو تهدید میکنی دیگ اره؟😂

فرید: اره😂

علیرضا: بچه ها رسیدیم

حامیم: این کافه تازه باز شده؟

علیرضا: آره پریروز منو عسل هم اومدیم خیلی خب بود

رفتن داخل کافه:

دوتا دختر اومدن سمت حامیم: میشه باهاتون عکس بگیریم اگه مشکلی نداره؟

حامیم: بله مشکلی نیست

باران: منم وایسم؟😂

دخترا: بله مشکلی نیست

عکسشون گرفتن و رفتن

باران: دختره چقدر پر رو بود میگه مشکلی نیست مگه باید مشکلی هم باشه؟

فرید: غیرتی شدی باران😂

بچه ها: 😂😂

حامیم: عزیزم بزار دو روز بگذره بعد انقد حساس شو این چیزا عادیه😅

باران: باشه‌بابا حالا یچیزی گفتم😂😂

حامیم: بچه ها صبح ساعت ۷ باید راه بیوفتیم سمت چالوس

علیرضا: برا چییی؟!!!😐

حامیم: کنسرت داریم

باران: یهویی؟

حامیم: ن یهویی نیسد شما خبر نداشتید😎

فرید: عجب آدمیه ها😂

حامیم: مشکلی هست؟😂

فرید: ن داداش ن مشکلی نیسد😂😂

نیم ساعت بعد:

از کافه زدن بیرون

حامیم: بچه ها‌رفتیم خونه برید وسایلاتونو جمع کنید من باید برم خونه وسایل بیارم

عسل: چه وسایلی؟😂

حامیم: تافت و شونه و این چیزا😂

باران: انقد تافت میزنی موهات میریزه😂

حامیم: ن نمیریزه😎

رسیدن خونه:

حامیم: من میرم وسایلمو بردارم بیام بچه ها

علیرضا: باشه من هم وسایلا ی خودمونو جم کنیم تا بیای

حامیم: اوکیه

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

بچه ها حمیاتش کنید.: parisa_poorblak

رمان حامیمپارت۴حامیم رفت خونع و بعد از نیم ساعت اومدفرید: بچ...

بچه ها اول آهنگو تو دایرکتتون مینویسم بد با هم تیکه تیکه میخ...

چطور شده

part20🦋-مطمعنی نمی‌خوای بخوابی&اوم-مشکلی نداری اگه تلویزیون ...

#عشق_جنایت 🔪پارت31‌لیا:چه شوخی جالبی😐‌جینو:یا خداجینو:یِنا س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط