بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
چوپان پیر تکه نان خشکی به سگش داد و آنگاه رو به جوان کرد و گفت: همانطور که انواع سگ داریم و انواع اسب داریم و انواع گاو و گوسفند، انواع موجوداتی دو پا تحت عنوان انسان هم داریم؛ این وادی را رتبه هاست ازغیر واقعی تا واقعیت تمام!
آدم آن است که در او دمیدهاند. دم دارد. دم الهی.
ذریّهاش بنیآدماند و آنها نیز هنوز فیوضاتی از آن دم ازلی را در خود نهفته دارند.
امروزه اهل مشاهده دانستهاندکه آدم یکی نبوده و هردوره ازحیات آدم خود را داشته است.
انسان آن است که آنسان است. بهسان خالقش است.
اُنس دارد و اُنس میگیرد. قابلیت تبدیل و شدن را به وفور دارد.
بشر آن است که در واژهاش شر دارد.ایجاد تضاد و امکان خشونت در او مستتر است. اهل تضاد ودرگیری است.
بنیبشر اگر بخواهند رستگار شوند باید در فرآیند ماجراهای زندگیشان شر وجودی شان را استحاله کرده و تسلیم خیر کنند.
- أَنام آناناند که نوم دارند. خوابآلودهاند. در تاریکیِ نیام ذهن شان به سر میبرند. هنوز خود واقعی شان نیستند. یعنی هنوز بیدار نشده اند و از حباب ذهنشان خارج نگشته اند.بیدار که شوندپادشاهی خویش و مُلک خویش خواهند دید.
- اِنس و اُناس آن رتبهاند که اهل نسیان و غفلت و فراموشیاند.
به سادگی عهدشان را فراموش می کنند و به سادگی تسخیر دیگران میشوند.گاه بی آنکه بدانندهمکار وعملهٔ شیاطین گشتهاند.
- نسناس آناناند که خود را شبیه ناس می سازند. نیست ناس! از جنس مردم نیستند، لکن خود راآنطور جلوه میدهند.اصل اینان از جنس سایه و تاریکی است.…
میبینی! جنگل موحش و شلوغ و در هم و بر همی است!
ظاهراً همهٔ اینان شبیه به هماند! یک کله و دو دست و دو پا دارند. اما حکایت باطن و ریشهٔ وجودی هرکدامشان چیز دیگریست.
و تو این راز مستتر را میتوانی از نوع زندگی شان، از نوع نگاه و عملکردشان، از امیال و آرمان هایشان به وضوح دریابی…
جوان حیرتزده پرسید: اینها را از کدام درس و مدرسهای دانستهای؟!چوپان پیر برقی از نگاهش جهید و به آرامی گفت: از مدرسهٔ مشاهده!و آنگاه برخاست و بسوی گوسفندان در حال چرایش رفت تا آن قوچی را که شاخ هایش لابلای شاخههای درختچههای گز گیر کردهبود آزاد کند…
چوپان پیر تکه نان خشکی به سگش داد و آنگاه رو به جوان کرد و گفت: همانطور که انواع سگ داریم و انواع اسب داریم و انواع گاو و گوسفند، انواع موجوداتی دو پا تحت عنوان انسان هم داریم؛ این وادی را رتبه هاست ازغیر واقعی تا واقعیت تمام!
آدم آن است که در او دمیدهاند. دم دارد. دم الهی.
ذریّهاش بنیآدماند و آنها نیز هنوز فیوضاتی از آن دم ازلی را در خود نهفته دارند.
امروزه اهل مشاهده دانستهاندکه آدم یکی نبوده و هردوره ازحیات آدم خود را داشته است.
انسان آن است که آنسان است. بهسان خالقش است.
اُنس دارد و اُنس میگیرد. قابلیت تبدیل و شدن را به وفور دارد.
بشر آن است که در واژهاش شر دارد.ایجاد تضاد و امکان خشونت در او مستتر است. اهل تضاد ودرگیری است.
بنیبشر اگر بخواهند رستگار شوند باید در فرآیند ماجراهای زندگیشان شر وجودی شان را استحاله کرده و تسلیم خیر کنند.
- أَنام آناناند که نوم دارند. خوابآلودهاند. در تاریکیِ نیام ذهن شان به سر میبرند. هنوز خود واقعی شان نیستند. یعنی هنوز بیدار نشده اند و از حباب ذهنشان خارج نگشته اند.بیدار که شوندپادشاهی خویش و مُلک خویش خواهند دید.
- اِنس و اُناس آن رتبهاند که اهل نسیان و غفلت و فراموشیاند.
به سادگی عهدشان را فراموش می کنند و به سادگی تسخیر دیگران میشوند.گاه بی آنکه بدانندهمکار وعملهٔ شیاطین گشتهاند.
- نسناس آناناند که خود را شبیه ناس می سازند. نیست ناس! از جنس مردم نیستند، لکن خود راآنطور جلوه میدهند.اصل اینان از جنس سایه و تاریکی است.…
میبینی! جنگل موحش و شلوغ و در هم و بر همی است!
ظاهراً همهٔ اینان شبیه به هماند! یک کله و دو دست و دو پا دارند. اما حکایت باطن و ریشهٔ وجودی هرکدامشان چیز دیگریست.
و تو این راز مستتر را میتوانی از نوع زندگی شان، از نوع نگاه و عملکردشان، از امیال و آرمان هایشان به وضوح دریابی…
جوان حیرتزده پرسید: اینها را از کدام درس و مدرسهای دانستهای؟!چوپان پیر برقی از نگاهش جهید و به آرامی گفت: از مدرسهٔ مشاهده!و آنگاه برخاست و بسوی گوسفندان در حال چرایش رفت تا آن قوچی را که شاخ هایش لابلای شاخههای درختچههای گز گیر کردهبود آزاد کند…
- ۲۳۹
- ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط