{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادر گفت:

مادر گفت:
نرو، بمان!
دلم میخواهد پسرم عصای دستم باشد...

گفت:
هر چه تو بگویی فقط یک سوال!
میخواهی پسرت عصای این دنیایت باشد یا آن دنیا؟

مادرش چیزی نگفت و با اشک بدرقه اش کرد...💎
دیدگاه ها (۱)

گله ها را بگذار , ناله ها را بس کن , روزگار گوش ندارد که تو ...

.💕 اگر هـمه ے دنیا مال تو باشـہ💕 ولے دلت آروم نباشـہ💕 چـہ فا...

تو صبح را بـراے همہ" زیبا "بخواهمیبینے چطورکائنات جواب زیبای...

﷽سلام🌹 صبح زیبای شما بخیر🌹 امروزتون پر انرژی و پر از لبخند ...

"𝐃𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐨𝐮𝐬"𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:𝟏𝐏𝐚𝐫𝐭:۹۸جونگکوک سرفه‌ای کرد.دیار به پدرش ...

چی‌هیونگ آرام و با دست راستش ضربه نرمی به شانه مادرش زد سپس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط