پارت
پارت۷
صبح که بیدار شدم دیدم کای داره اماده میشه ولی کارینا و یونا هنوز خوابن
کای:صبح بخیر جوجه
کوک: صبح بخیر
کای:اماده شو بتید بریم
کوک:باشه فقط نمیخواد اونا رو صدا کنیم؟
کای:چرا ولی میخوام یکم اذیت شون کنم
کوک:اهااا
از رو تخت بلند شدم و رفتم تا اماده شم
بعد از اینکه کارم تموم شد دوباره رفتم پیش بقیه
کای:ببینمن میرم دم در تو برو صداشون بزن بگو بیدار شید بعد من از در میام داخل و میگم مراقب غیبت تون رو زده و قراره تنبیه شین خب؟
کوک:باشه
کای:خوبه پس من رفتم
و صدای بسته شدن در به گوش رسید
با خودم فکر کردم
اومدم اینجا فکر میکردم تنها میمونم چون جیمین و جین جای دیگه ای هستن ولی اشتباه میکردم چند نفر پیدا کردم نسخه دوم جیمین و جینن
به سمت تخت یونا و کارینا رفتم و صدا شون زدم
کوک:کارینا... یونا بلد شین دیر شده
یونا:دو دقیقه دیگه
یهو صدای باز کردن در به گوش رسید
کای با صدای بلندی گفت
کای:اهای زود پاشین حضور و غیاب تموم شد گفتن بخاطر اینکه نیومدین تنبیه میشین چند ضربه شلاق
کارینا سریع از روی تخت بلد شد و با صدای بلندی گفت
کارینا:چیییی یعنی چی چرا صدام نزدین
و همون لحظه که میخواست از تخت بیاد پایین پاش گیر کرد و افتاد روی کوک و باهم خوردن زمین(توجه داشته باشین تخت ها دو طبقه هستن و کارینا تخت بالایی بوده)
کوک:ایییی له شدم
کارینا:وا...وایی ببخشید
و از روم بلد شد
کارینا:از...از عمد نبود ببخشید
کوک:اشکال نداره
و از سر جام بلد شدم
یونا:حالا چکار کنیم چرا خواب افتادیم
کای:الکی گفتم
یونا:چی
کای: الکی گفتم تازه هنوز مونده به حضور و غیاب
یونا:کای من میکشمتتتت
کای:فرار
یونا:کارست ندارم وایسا میگم
کای:کوکی جونم کمکم کنننن
کوک:یونا از طرف منم کتکش بزن(خنده)
یونا:با کمال میل
کای:چیی ای ادم فروش
همون طور که به دعوای اینها نگاه میکردم صدای کارینا رو شنیدم
کارینا:من حاظر شدم
کوک:بیا ما بریم اینها هم میان
کارینا:باشه
و با هم از اتاق رفتیم بیرون.......
صبح که بیدار شدم دیدم کای داره اماده میشه ولی کارینا و یونا هنوز خوابن
کای:صبح بخیر جوجه
کوک: صبح بخیر
کای:اماده شو بتید بریم
کوک:باشه فقط نمیخواد اونا رو صدا کنیم؟
کای:چرا ولی میخوام یکم اذیت شون کنم
کوک:اهااا
از رو تخت بلند شدم و رفتم تا اماده شم
بعد از اینکه کارم تموم شد دوباره رفتم پیش بقیه
کای:ببینمن میرم دم در تو برو صداشون بزن بگو بیدار شید بعد من از در میام داخل و میگم مراقب غیبت تون رو زده و قراره تنبیه شین خب؟
کوک:باشه
کای:خوبه پس من رفتم
و صدای بسته شدن در به گوش رسید
با خودم فکر کردم
اومدم اینجا فکر میکردم تنها میمونم چون جیمین و جین جای دیگه ای هستن ولی اشتباه میکردم چند نفر پیدا کردم نسخه دوم جیمین و جینن
به سمت تخت یونا و کارینا رفتم و صدا شون زدم
کوک:کارینا... یونا بلد شین دیر شده
یونا:دو دقیقه دیگه
یهو صدای باز کردن در به گوش رسید
کای با صدای بلندی گفت
کای:اهای زود پاشین حضور و غیاب تموم شد گفتن بخاطر اینکه نیومدین تنبیه میشین چند ضربه شلاق
کارینا سریع از روی تخت بلد شد و با صدای بلندی گفت
کارینا:چیییی یعنی چی چرا صدام نزدین
و همون لحظه که میخواست از تخت بیاد پایین پاش گیر کرد و افتاد روی کوک و باهم خوردن زمین(توجه داشته باشین تخت ها دو طبقه هستن و کارینا تخت بالایی بوده)
کوک:ایییی له شدم
کارینا:وا...وایی ببخشید
و از روم بلد شد
کارینا:از...از عمد نبود ببخشید
کوک:اشکال نداره
و از سر جام بلد شدم
یونا:حالا چکار کنیم چرا خواب افتادیم
کای:الکی گفتم
یونا:چی
کای: الکی گفتم تازه هنوز مونده به حضور و غیاب
یونا:کای من میکشمتتتت
کای:فرار
یونا:کارست ندارم وایسا میگم
کای:کوکی جونم کمکم کنننن
کوک:یونا از طرف منم کتکش بزن(خنده)
یونا:با کمال میل
کای:چیی ای ادم فروش
همون طور که به دعوای اینها نگاه میکردم صدای کارینا رو شنیدم
کارینا:من حاظر شدم
کوک:بیا ما بریم اینها هم میان
کارینا:باشه
و با هم از اتاق رفتیم بیرون.......
- ۱.۲k
- ۲۰ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط